فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Unorthodox

ʌnˈɔːrθədɑːks ʌnˈɔːθədɒks
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    غیر ارتدکس، دارای عقیده ناصحیح یا غیرمعمول
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد unorthodox

  1. adjective abnormal; other than accepted
    Synonyms: beatnik, crazy, different, dissident, eccentric, far-out, flaky, heretical, heterodox, irregular, kinky, nonconformist, off the beaten path, schismatic, sectarian, unconventional, uncustomary, unusual, unwonted, way-out, weird
    Antonyms: conventional, normal, orthodox, standard

ارجاع به لغت unorthodox

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unorthodox» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/unorthodox

لغات نزدیک unorthodox

پیشنهاد بهبود معانی