آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ تیر ۱۴۰۴

      Booster

      ˈbuːstər ˈbuːstə

      شکل جمع:

      boosters

      معنی booster | جمله با booster

      noun countable

      بالا‌برنده، زیاد‌کننده، تقویت‌کننده، افزایش‌دهنده، افزاینده

      A good night’s sleep can be a powerful energy booster.

      خواب خوب شبانه می‌تواند تقویت‌کننده‌ی قدرتمندی برای انرژی بدن باشد.

      This award is a big booster for her motivation.

      این جایزه بالابرنده‌ی بزرگی برای انگیزه اوست.

      noun countable

      حامی، ترقی‌دهنده، مروج، تبلیغ‌کننده، مدافع، مشوق، پشتیبان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Brand boosters on social media help drive product awareness.

      تبلیغ‌کنندگان برند در شبکه‌های اجتماعی به افزایش آگاهی از محصول کمک می‌کنند.

      She’s a passionate booster of local artists and galleries.

      او مروج پرشور هنرمندان و گالری‌های محلی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      one of Clinton's boosters

      یکی از پشتیبانان کلینتون

      noun countable

      پزشکی دوز تقویتی، دوز یادآور

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The booster jab helps your body maintain its protection.

      تزریق تقویتی به بدن کمک می‌کند تا ایمنی خود را حفظ کند.

      Children usually receive a booster vaccine before starting school.

      کودکان معمولاً پیش‌از ورود به مدرسه، واکسن یادآور دریافت می‌کنند.

      noun countable

      موتور کمکی، موتور تقویتی

      The mission failed when the booster failed to ignite.

      مأموریت زمانی شکست خورد که موتور تقویتی روشن نشد.

      The spacecraft uses two large boosters attached to the main fuel tank.

      فضاپیما از دو راکت کمکی بزرگ که به مخزن اصلی سوخت متصل‌اند استفاده می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد booster

      1. noun supporter
        Synonyms:
        backer supporter promoter enthusiast sponsor patron rooter
      1. noun an amplifier for restoring the strength of a transmitted signal
        Synonyms:
        booster amplifier booster station relay link relay-station relay transmitter
      1. noun the first stage of a multistage rocket
        Synonyms:
        booster-rocket booster unit takeoff booster takeoff rocket
      1. noun an additional dose that makes sure the first dose was effective
        Synonyms:
        booster-dose booster-shot recall dose

      ارجاع به لغت booster

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «booster» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/booster

      لغات نزدیک booster

      • - boost spirits
      • - boost your confidence
      • - booster
      • - booster cable
      • - booster shot (or injection)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.