Promoter

prəˈmoʊt̬ər prəˈməʊtə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    promoters

معنی

noun
پیش‌برنده، ترقی‌دهنده، ترویج‌کننده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد promoter

  1. noun supporter
    Synonyms:
    ally follower advocate backer booster sponsor endorser organizer publicist advertiser

لغات هم‌خانواده promoter

ارجاع به لغت promoter

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «promoter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/promoter

لغات نزدیک promoter

پیشنهاد بهبود معانی