آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ تیر ۱۴۰۴

      Bent

      bent bent

      مصدر:

      bend

      سوم‌شخص مفرد:

      bends

      وجه وصفی حال:

      bending

      صفت تفضیلی:

      more bent

      صفت عالی:

      most bent

      معنی bent | جمله با bent

      گذشته‌ی ساده و قسمت سوم فعل Bend

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      I bent my head to avoid hitting the low ceiling.

      سرم را خم کردم تا به سقف کوتاه برخورد نکنم.

      He bent down to tie his shoe.

      او خم شد تا بند کفشش را ببندد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He is bent on going.

      او تصمیم به رفتن دارد.

      travelers westward bent

      مسافران عازم غرب

      a boy with a mechanical bent

      پسری دارای استعداد فنی

      a bent for music

      استعداد موسیقی

      a criminal bent

      گرایش به جنایت

      adjective

      خمیده، خم شده، کج

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The old man was bent and white-haired.

      پیرمرد خمیده و موسفید بود.

      I sat on the chair and realized one of its legs was bent.

      روی صندلی نشستم و فهمیدم یکی از پایه‌هایش کج است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a bent rod

      میله‌ی کج

      bent caliper

      پرگار خمیده (قوسی)

      adjective slang

      انگلیسی بریتانیایی فاسد، رشوه‌گیر، خائن، اهل زدوبند، آلوده

      The public lost faith in the system because of too many bent politicians.

      مردم به‌خاطر سیاستمداران فاسد زیاد، اعتمادشان را به سیستم از دست دادند.

      The gang paid off a bent detective to avoid arrest.

      اعضای باند، کارآگاهی رشوه‌گیر را خریدند تا دستگیر نشوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a bent cop

      پلیس حق و حساب بگیر

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی ناپسند گِی، جنده، کونی (واژه‌ی توهین‌آمیز برای مرد هم‌جنس‌گرا)

      In the past, “bent” was commonly shouted as an insult on the streets.

      در گذشته، «گی» اغلب به‌عنوان توهین در خیابان‌ها فریاد زده می‌شد.

      The term “bent” is considered a slur and is deeply offensive in modern language.

      واژه‌ی «کونی» توهین به حساب می‌آید و در زبان امروزی بسیار زننده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bent

      1. adjective curved
        Synonyms:
        curved arched rounded bowed crooked twisted looped inclined slumped stooped humped slouchy drooping droopy limp angled warped contorted hooked round arciform curvilinear doubled over hunched wilted twined sinuous
        Antonyms:
        straight
      1. adjective determined
        Synonyms:
        resolved decided set firm intent dedicated determined fixed resolute inclined disposed predisposed leaning tending insistent decisive bound
        Antonyms:
        undecided uncaring
      1. noun inclination; talent
        Synonyms:
        ability talent aptitude knack gift facility leaning tendency penchant inclination predisposition proclivity preference disposition propensity turn flair forte genius aim tilt set thing for bag nose head-set mind-set inclining druthers weakness for

      Idioms

      bent out of shape

      (عامیانه) خشمگین، آشفته

      to (or at) the top of one's bent

      با حداکثر کوشش و تقلا، با تمام نیرو

      سوال‌های رایج bent

      گذشته‌ی ساده bent چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bent در زبان انگلیسی bent است.

      شکل سوم bent چی میشه؟

      شکل سوم bent در زبان انگلیسی bent است.

      وجه وصفی حال bent چی میشه؟

      وجه وصفی حال bent در زبان انگلیسی bending است.

      صفت تفضیلی bent چی میشه؟

      صفت تفضیلی bent در زبان انگلیسی more bent است.

      صفت عالی bent چی میشه؟

      صفت عالی bent در زبان انگلیسی most bent است.

      ارجاع به لغت bent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bent

      لغات نزدیک bent

      • - benni
      • - benny
      • - bent
      • - bent out of shape
      • - benthal
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.