آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Tilt

      tɪlt tɪlt

      گذشته‌ی ساده:

      tilted

      شکل سوم:

      tilted

      سوم‌شخص مفرد:

      tilts

      وجه وصفی حال:

      tilting

      شکل جمع:

      tilts

      معنی tilt | جمله با tilt

      noun verb - transitive adverb

      کجی، کج کردن کج شدن

      noun verb - transitive adverb

      کج شدن، یک‌ور شدن، کج کردن، در اهتزاز بودن، در نوسان بودن، شیب داشتن، مسابقه نیزه‌سواری، شمشیربازی سواره در قرون وسطی، زدوخورد، منازعه، برخورد، سرعت، شتاب، پرتاب، شیب، سرازیری، کجی، تمایل، یک‌وری بودن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      If you tilt the cup the tea will spill on the rug.

      اگر فنجان را کج کنی چای روی فرش ریخته خواهد شد.

      Suddenly the boat tilted and sank.

      ناگهان قایق یک‌وری شد و در آب فرورفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The soldiers tilted their lances at me.

      سربازان زوبین‌های خود را به‌سوی من گرفتند.

      he tilted his head and said , "hello!"

      سرش را خم کرد و گفت «سلام!»

      to tilt an adversary

      به حریف حمله بردن

      The tree tilts to the south.

      درخت به سوی جنوب خم شده است.

      to tilt a bar of iron

      میله‌ی آهنی را چکش‌کاری کردن

      A bird was tilting among the branches.

      پرنده‌ای در میان شاخ‌و‌برگ پس‌و‌پیش می‌رفت.

      a boat tilting on the waves

      قایقی که روی امواج نوسان می‌کرد

      to tilt at injustices

      بر بی‌عدالتی‌ها تاختن

      The crowd tilted into the room.

      جمعیت توی اتاق ریختند.

      tilting strata

      چینه‌های شیب‌دار

      The road tilts past deep valleys.

      جاده در جهت دره‌های ژرف سرازیر می‌شود.

      His arguments were tilted in favor of socialists.

      استدلال‌های او به سود سوسیالیست‌ها سوگیری شده بود.

      He had a sharp tilt with the manager.

      با مدیر درگیری شدیدی داشت.

      a verbal tilt

      جنگ لفظی

      the tilt of the earth's axis

      کجی محور کره‌ی زمین

      He gave the table a tilt.

      میز را کج کرد.

      the tilt toward religious fundamentalism

      گرایش به بنیادگرایی مذهبی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tilt

      1. noun lean, slope
        Synonyms:
        angle inclination slant incline slope pitch grade gradient fall dip list cant leaning drop slide rake
      1. noun fight
        Synonyms:
        struggle conflict combat clash encounter attack bout contest scuffle fracas skirmish collision tussle set-to meet duel joust tournament tourney
        Antonyms:
        agreement surrender
      1. verb lean, slant
        Synonyms:
        bend turn tip incline slope recline slant list pitch cant shift heel sway lurch yaw rake dip slouch careen seesaw set at an angle swag
        Antonyms:
        straighten
      1. verb attack, fight
        Synonyms:
        fight combat encounter charge clash spar contend duel thrust cross swords joust break overthrow
        Antonyms:
        yield surrender

      Idioms

      at full tilt

      با سرعت تمام، با شتاب تمام

      سوال‌های رایج tilt

      گذشته‌ی ساده tilt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tilt در زبان انگلیسی tilted است.

      شکل سوم tilt چی میشه؟

      شکل سوم tilt در زبان انگلیسی tilted است.

      شکل جمع tilt چی میشه؟

      شکل جمع tilt در زبان انگلیسی tilts است.

      وجه وصفی حال tilt چی میشه؟

      وجه وصفی حال tilt در زبان انگلیسی tilting است.

      سوم‌شخص مفرد tilt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tilt در زبان انگلیسی tilts است.

      ارجاع به لغت tilt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tilt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tilt

      لغات نزدیک tilt

      • - tillite
      • - tilsit (cheese)
      • - tilt
      • - tilt hammer
      • - tilt-top
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.