آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Struggle

      ˈstrʌɡl ˈstrʌɡl

      گذشته‌ی ساده:

      struggled

      شکل سوم:

      struggled

      سوم‌شخص مفرد:

      struggles

      وجه وصفی حال:

      struggling

      شکل جمع:

      struggles

      معنی struggle | جمله با struggle

      verb - intransitive B2

      ستیز کردن، تقلا کردن، کوشش کردن، دست‌وپا کردن

      The victim seems to have struggled with his assailant.

      به‌ نظر می‌رسد که مقتول با ضارب خود مبارزه‌ی بدنی کرده است.

      struggling against poverty

      پیکار کردن بر ضد فقر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They are struggling to find a solution.

      آن‌ها تلاش می‌کنند که راه‌حلی بیابند.

      The human spirit struggles to be saved from sin.

      روح انسان تقلا می‌کند که از گناه نجات یابد.

      to struggle through a thick forest

      به‌سختی راه خود را در جنگل انبوه گشودن

      noun countable

      ستیز، منازعه، کشمکش، تنازع، کشاکش، تلاش، مبارزه، پیکار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      struggle for survival

      تنازع برای بقا

      in the struggles of the world, a man must ...

      مرد باید که در کشاکش دهر ...

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      struggle to earn a living

      تلاش معاش

      the eternal struggle of good against evil

      مبارزه‌ی ابدی نیکی با بدی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد struggle

      1. noun hard try; fight to win
        Synonyms:
        effort attempt work trial contest battle conflict labor endeavor fight combat encounter clash skirmish striving exertion toil brush tussle row hassle scramble strife grind pains undertaking set-to jump jam wrangle roughhouse free-for-all long haul essay
        Antonyms:
        giving in
      1. verb labor, work
        Synonyms:
        work try endeavor strive toil exert oneself slave grind sweat plug strain tackle undertake cope seek offer attempt assay hustle scratch dig hassle plug away give it one’s best shot make every effort try one’s hardest go all out take a stab take a crack take on bend over backwards give the old college try work like a dog break one’s back break one’s neck have one’s nose to grindstone
        Antonyms:
        rest idle laze
      1. verb fight, wrestle
        Synonyms:
        battle compete contend contest wrestle grapple scrap scuffle tangle brawl hassle row slug smack rough-house go up against put up a fight bump heads cross swords lock horns buck romp shuffle
        Antonyms:
        surrender yield

      سوال‌های رایج struggle

      گذشته‌ی ساده struggle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده struggle در زبان انگلیسی struggled است.

      شکل سوم struggle چی میشه؟

      شکل سوم struggle در زبان انگلیسی struggled است.

      شکل جمع struggle چی میشه؟

      شکل جمع struggle در زبان انگلیسی struggles است.

      وجه وصفی حال struggle چی میشه؟

      وجه وصفی حال struggle در زبان انگلیسی struggling است.

      سوم‌شخص مفرد struggle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد struggle در زبان انگلیسی struggles است.

      ارجاع به لغت struggle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «struggle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/struggle

      لغات نزدیک struggle

      • - structureless
      • - strudel
      • - struggle
      • - struggler
      • - strum
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.