آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Buck

      bʌk bʌk

      گذشته‌ی ساده:

      bucked

      شکل سوم:

      bucked

      سوم‌شخص مفرد:

      bucks

      وجه وصفی حال:

      bucking

      شکل جمع:

      bucks

      توضیحات:

      شکل جمع دیگر این لغت در معنای پنجم: buck

      معنی buck | جمله با buck

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی یک دلار

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      Give me five bucks.

      پنج دلار بده.

      You can get a decent lunch here for just ten bucks.

      اینجا با ده دلار می‌تونی یه ناهار خوب بخوری.

      noun countable informal

      (انگلیسی هندی) یک روپیه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      She tipped the waiter twenty bucks.

      به گارسون بیست روپیه انعام داد.

      I don’t have a single buck left in my pocket.

      یه روپیه هم توی جیبم نمونده.

      adjective countable informal

      (انگلیسی آفریقای جنوبی) یک رَند

      The tickets cost around three hundred bucks each.

      هر بلیت حدود سیصد رند قیمت داشت.

      I only had ten bucks left after paying the taxi fare.

      بعداز پرداخت کرایه‌ی تاکسی، فقط ده رند برام مونده بود.

      noun plural informal

      پول زیاد، پول هنگفت (همراه با کلماتی برای اشاره به پول زیاد استفاده می‌شود)

      Winning the lottery could bring you mega bucks overnight.

      برنده شدن در لاتاری می‌تواند یک‌شبه برایت ثروت کلانی به ارمغان بیاورد.

      She made big bucks after selling her company.

      بعداز فروش شرکتش، ثروت زیادی به دست آورد.

      noun countable

      نر (برای حیواناتی مانند گوزن و خرگوش و...)

      In South Africa, we saw many bucks running across the plains.

      در آفریقای جنوبی، تعداد زیادی آهو را دیدیم که از دشت عبور می‌کردند.

      A young buck was grazing near the river.

      گوزن نر جوانی نزدیک رودخانه مشغول چرا بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a buck deer

      آهوی نر

      noun countable

      (ژیمناستیک) خرک

      Mastering the buck takes a lot of strength and balance.

      تسلط بر خرک ژیمناستیک نیاز به قدرت و تعادل زیادی دارد.

      He injured his ankle while trying to vault over the buck.

      هنگام تلاش برای پرش از روی خرک، مچ پایش آسیب دید.

      verb - intransitive

      جفتک انداختن (اسب)

      Suddenly the horse bucked and threw its rider to the ground.

      ناگهان اسب جفتک پراند و سوارکار را بر زمین پرت کرد.

      The cowboy was thrown when the horse bucked.

      زمانی که اسب جفتک انداخت، کابوی به زمین افتاد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      When it came time to pay, he started to buck.

      موقع پول دادن که رسید شروع کرد به جفتک پرانی.

      a bucking horse

      اسب چموش

      verb - transitive

      پیروی نکردن، مقاومت کردن، مخالفت کردن، سرپیچی کردن، تمکین نکردن

      They bucked the traditional approach and found a more innovative solution.

      آن‌ها با روش‌های سنتی مخالفت کردند و راه‌حل نوآورانه‌تری پیدا کردند.

      She always bucks the norms and does things her own way.

      او همیشه از هنجارها سرپیچی می‌کند و کارها را به روش خودش انجام می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was the only one who bucked against the tortures.

      او یگانه کسی بود که در برابر شکنجه‌گران سینه سپر کرد.

      to buck me trend

      از راه و رسم (به‌خصوصی) پیروی نکردن

      Salmon bucking against a stiff current

      ماهی‌های آزاد که در جهت مخالف جریان شدید آب حرکت می‌کردند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد buck

      1. verb to attempt to throw a rider by jumping
        Synonyms:
        rear plunge buck-off unseat unhorse tear jerk dislodge throw off eject shoot shoot down hitch charge
      1. noun a gymnastic horse without pommels and with one end elongated; used lengthwise for vaulting
        Synonyms:
        vaulting-horse long-horse
      1. noun male animal
        Synonyms:
        bull stag
      1. verb resist, kick off
        Synonyms:
        fight oppose resist combat withstand dispute contest repel start throw jump leap trip jerk kick off duel traverse bound vault unseat prance dislodge

      Phrasal verbs

      buck for

      (امریکا - عامیانه) سخت کوشیدن (برای ترفیع و اضافه حقوق و غیره)

      buck up

      تهییج شدن، تشویق شدن، سرحال آمدن

      پیشرفت کردن، بهبود دادن، بهتر کردن

      Idioms

      pass the buck

      از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن

      the buck stops here

      من مصدر کار و مسئول تصمیم‌گیری هستم.

      a buck and a half

      یک دلار و نیم

      سوال‌های رایج buck

      گذشته‌ی ساده buck چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده buck در زبان انگلیسی bucked است.

      شکل سوم buck چی میشه؟

      شکل سوم buck در زبان انگلیسی bucked است.

      شکل جمع buck چی میشه؟

      شکل جمع buck در زبان انگلیسی bucks است.

      وجه وصفی حال buck چی میشه؟

      وجه وصفی حال buck در زبان انگلیسی bucking است.

      سوم‌شخص مفرد buck چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد buck در زبان انگلیسی bucks است.

      ارجاع به لغت buck

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «buck» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/buck

      لغات نزدیک buck

      • - bucharest
      • - buchenwald
      • - buck
      • - buck and wing
      • - buck fever
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.