آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ خرداد ۱۴۰۴

      Dispute

      dɪˈspjuːt / / ˈdɪspjuːt dɪˈspjuːt / / ˈdɪspjuːt

      گذشته‌ی ساده:

      disputed

      شکل سوم:

      disputed

      سوم‌شخص مفرد:

      disputes

      وجه وصفی حال:

      disputing

      شکل جمع:

      disputes

      معنی dispute | جمله با dispute

      noun countable uncountable C2

      احتلاف، نزاع، ستیزه، مشاجره، مناقشه

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The two countries submitted their border dispute to an international court.

      دو کشور مناقشات مرزی خود را به دادگاه بین‌المللی ارجاع کردند.

      Their dispute over pay was finally resolved.

      مشاجره‌ی آن‌ها بر سر دستمزد، سرانجام حل شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the philosophers' dispute over the meaning of justice

      بحث فلاسفه درباره‌ی معنی عدالت

      a philosophical dispute

      بحث فلسفی

      verb - intransitive verb - transitive C2

      مخالفت کردن، انکار کردن، رد کردن، زیرسؤال بردن، مورد بحث قرار دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He will fiercely dispute any accusation of wrongdoing, as he believes he is innocent.

      او هر گونه اتهام نادرستی را به‌شدت رد خواهد کرد، زیرا خود را بی‌گناه می‌داند.

      The lawyer tried to dispute the witness's testimony, citing inconsistencies.

      وکیل سعی کرد شهادت شاهد را زیرسؤال ببرد و به تناقضات اشاره کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a bitter old man much given to disputing over any suggestions made by others

      پیرمرد تندخویی که عادت دارد با هرگونه پیشنهاد دیگران محالفت کند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dispute

      1. noun argument
        Synonyms:
        disagreement discussion controversy debate conflict quarrel altercation squabble bickering row strife friction words falling-out uproar disturbance commotion fuss fracas misunderstanding discord contention variance dissension polemic tiff wrangle brawl broil flare-up rumpus hubbub beef miff fireworks feud brouhaha embroilment bone of contention
        Antonyms:
        agreement
      1. verb argue
        Synonyms:
        debate discuss quarrel contend contest challenge deny contradict refute disprove impugn rebut question bicker wrangle squabble clash altercate doubt controvert gainsay negate confute pick a bone take on lock horns bump heads hassle agitate brawl canvass moot kick around thrash out toss around have at disaffirm jump on one’s case discept quibble
        Antonyms:
        agree give in go along

      Collocations

      beyond dispute

      غیرقابل بحث، قطعی، واضح، بی‌چون و چرا

      in dispute

      قابل بحث، مورد بحث، مورد مذاکره، تحت بررسی

      industrial dispute

      (انگلیس) ناسازگاری (عدم توافق) کارگران و کارفرمایان

      settle a dispute

      حل و فصل کردن اختلاف، فیصله دادن به دعوا

      bitter dispute

      اختلاف تلخ، نزاع شدید

      Collocations بیشتر

      dispute arises

      اختلاف/نزاع/مشاجره پیش می‌آید / بروز اختلاف

      سوال‌های رایج dispute

      گذشته‌ی ساده dispute چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dispute در زبان انگلیسی disputed است.

      شکل سوم dispute چی میشه؟

      شکل سوم dispute در زبان انگلیسی disputed است.

      شکل جمع dispute چی میشه؟

      شکل جمع dispute در زبان انگلیسی disputes است.

      وجه وصفی حال dispute چی میشه؟

      وجه وصفی حال dispute در زبان انگلیسی disputing است.

      سوم‌شخص مفرد dispute چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dispute در زبان انگلیسی disputes است.

      ارجاع به لغت dispute

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dispute» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dispute

      لغات نزدیک dispute

      • - disputatious
      • - disputatiously
      • - dispute
      • - dispute arises
      • - disqualification
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.