با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Dispute

dɪˈspjuːt / / ˈdɪspjuːt dɪˈspjuːt / / ˈdɪspjuːt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    disputed
  • شکل سوم:

    disputed
  • سوم شخص مفرد:

    disputes
  • وجه وصفی حال:

    disputing
  • شکل جمع:

    disputes
  • verb - transitive
    جدال کردن، مباحثه کردن
    • - a bitter old man much given to disputing over any suggestions made by others
    • - پیرمرد تندخویی که عادت دارد هرگونه پیشنهاد دیگران را مورد بحث و جدل قرار دهد
    • - We will dispute every inch of our ground.
    • - ما برای هر وجب از خاکمان ستیز خواهیم کرد.
  • countable noun
    ستیزه، مشاجره، نزاع
    • - the philosophers' dispute over the meaning of justice
    • - بحث فلاسفه درباره‌ی معنی عدالت
    • - a philosophical dispute
    • - بحث فلسفی
    • - The two countries submitted their border dispute to an international court.
    • - دو کشور مناقشات مرزی خود را به دادگاه بین‌المللی ارجاع کردند.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dispute

  1. noun argument
    Synonyms: altercation, beef, bickering, bone of contention, brawl, broil, brouhaha, commotion, conflict, contention, controversy, debate, difference of opinion, disagreement, discord, discussion, dissension, disturbance, embroilment, falling-out, feud, fireworks, flare-up, fracas, friction, fuss, hubbub, miff, misunderstanding, polemic, quarrel, row, rumpus, squabble, squall, strife, tiff, uproar, variance, words, wrangle
    Antonyms: agreement
  2. verb argue
    Synonyms: agitate, altercate, bicker, brawl, bump heads, canvass, challenge, clash, confute, contend, contest, contradict, controvert, debate, deny, disaffirm, discept, discuss, disprove, doubt, gainsay, hassle, have at, impugn, jump on one’s case, kick around, lock horns, moot, negate, pick a bone, quarrel, question, quibble, rebut, refute, squabble, take on, thrash out, toss around, wrangle
    Antonyms: agree, give in, go along

Collocations

  • beyond dispute

    غیرقابل بحث، قطعی، واضح، بی‌چون و چرا

  • in dispute

    قابل بحث، مورد بحث، مورد مذاکره، تحت بررسی

ارجاع به لغت dispute

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dispute» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/dispute

لغات نزدیک dispute

پیشنهاد و بهبود معانی