Disqualification

ˌdɪˌskwɑːləfəˈkeɪʃn̩ dɪsˌkwɒlɪfɪˈkeɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
سلب صلاحیت، بی‌صلاحیت، بدون صلاحیت قضایی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد disqualification

  1. noun disability; rejection for participation
    Synonyms:
    disability exclusion elimination ineligibility incapacity lack incompetence incompetency unfitness awkwardness clumsiness incapacitation disenablement ineptitude debarment unproficiency disentitlement
    Antonyms:
    ability capability aptitude

لغات هم‌خانواده disqualification

ارجاع به لغت disqualification

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disqualification» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/disqualification

لغات نزدیک disqualification

پیشنهاد بهبود معانی