آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ اسفند ۱۴۰۳

      Qualifier

      ˈkwɑːlɪfaɪər ˈkwɒləfaɪə

      شکل جمع:

      qualifiers

      معنی qualifier | جمله با qualifier

      noun countable

      برگزیده، صعودکننده، راه‌یافته (شخص یا تیمی که با بردن در مسابقه‎‌ای راهی دور بعد می‌شود)

      The qualifiers from each region will compete in the final round.

      افراد برگزیده از هر منطقه در دور نهایی با هم رقابت خواهند کرد.

      These qualifiers have demonstrated exceptional skill and dedication.

      این افراد صعودکننده، مهارت و پشتکار فوق‌العاده‌ای از خود نشان داده‌اند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      As a qualifier, he now has a chance to prove himself on a bigger stage.

      او به‌عنوان یکی از راه‌یافتگان، اکنون این فرصت را دارد که خود را در صحنه‌ی بزرگتری ثابت کند.

      noun countable

      مسابقه‌ی مقدماتی، بازی انتخابی، رقابت تعیین‌کننده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      This qualifier match will determine which team advances to the finals.

      این بازی مقدماتی تعیین خواهد کرد که کدام تیم به فینال صعود می‌کند.

      The World Cup qualifiers are held every four years.

      مسابقات انتخابی جام جهانی هر چهار سال‌ یک‌بار برگزار می‌شود.

      noun countable

      دستور زبان کلمه‌ی توصیفی (همانند صفت یا قید)

      link-banner

      آموزش دستور زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته

      مشاهده

      The word 'slightly' is used as a qualifier to soften the statement.

      کلمه‌‌ی 'کمی' به‌عنوان کلمه‌ی توصیفی برای ملایم کردن جمله استفاده می‌شود.

      The purpose of a qualifier is to refine the meaning of the word it modifies.

      هدف از کلمه‌ی توصیفی، اصلاح معنای کلمه‌ای است که آن را تغییر می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The phrase 'to some extent' functions as a qualifier, indicating a limitation.

      عبارت 'تا حدودی' به‌عنوان کلمه‌ی توصیفی عمل می‌کند و نشان‌دهنده‌ی محدودیت است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد qualifier

      1. noun a content word that qualifies the meaning of a noun or verb
        Synonyms:
        modifier

      لغات هم‌خانواده qualifier

      noun
      qualification, disqualification, qualifier
      adjective
      qualified, disqualified
      verb - transitive
      qualify, disqualify

      سوال‌های رایج qualifier

      شکل جمع qualifier چی میشه؟

      شکل جمع qualifier در زبان انگلیسی qualifiers است.

      ارجاع به لغت qualifier

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «qualifier» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/qualifier

      لغات نزدیک qualifier

      • - qualification
      • - qualified
      • - qualifier
      • - qualify
      • - qualify fully
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.