آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ دی ۱۴۰۴

    Modifier

    ˈmɑːdɪfaɪər ˈmɒdəfaɪə

    شکل جمع:

    modifiers

    معنی modifier | جمله با modifier

    noun countable

    زبان‌شناسی توصیف‌کننده، اصلاح‌کننده (کلمه یا عبارتی که معنای کلمه‌ای را محدود یا به آن اضافه می‌کند)

    The word "delicious" is a modifier in the phrase "delicious cake."

    کلمه‌ی "خوشمزه" در عبارت "کیک خوشمزه" توصیف‌کننده است.

    "Quickly" is an adverbial modifier in the sentence "She ran quickly."

    در جمله‌ی "او با سرعت دوید"، "با سرعت" توصیف‌کننده‌ی قیدی است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Adjectives and adverbs are modifiers.

    صفت و قید، اصلاح‌کننده هستند.

    noun countable

    تعدیل‌کننده، اصلا‌ح‌کننده، تغییردهنده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    The engineer installed a temperature modifier in the system.

    مهندس، تعدیل‌کننده‌ی دمایی در سیستم نصب کرد.

    She was a key modifier of the organization’s culture.

    او یکی از اصلاح‌کنندگان اصلی فرهنگ سازمان بود.

    noun countable

    زیست‌شناسی تغییردهنده، اصلاح‌کننده (ژنی که عملکرد ژنی دیگر را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

    مشاهده

    They are studying how modifiers influence inherited traits.

    آن‌ها درحال مطالعه‌ی نحوه‌ی تأثیر ژن‌های اصلاح‌کننده بر ویژگی‌های ارثی هستند.

    Modifiers may explain why some individuals are more resistant to infection.

    ژن‌های تغییردهنده ممکن است توضیح دهند چرا برخی افراد در برابر عفونت مقاوم‌تر هستند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد modifier

    1. noun a content word that qualifies the meaning of a noun or verb
      Synonyms:
      qualifier changer alterer transformer conditioner limiter alterant
    1. noun a gene that modifies the effect produced by another gene
      Synonyms:
      modifier gene

    سوال‌های رایج modifier

    شکل جمع modifier چی میشه؟

    شکل جمع modifier در زبان انگلیسی modifiers است.

    ارجاع به لغت modifier

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «modifier» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/modifier

    لغات نزدیک modifier

    • - modification
    • - modified
    • - modifier
    • - modify
    • - modigliani
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.