حذف، رفع، از میان برداشتن، ریشهکنسازی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The company invested in new technology for the elimination of production errors.
شرکت، در فناوری جدیدی برای از میان برداشتن خطاهای تولید، سرمایهگذاری کرد.
After several weak performances, the coach announced the elimination of two players from the final squad.
پساز چند عملکرد ضعیف، سرمربی حذف دو بازیکن از فهرست نهایی تیم را اعلام کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «elimination» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/elimination