آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ دی ۱۴۰۴

    Discard

    dɪsˈkɑrd dɪsˈkɑːd

    گذشته‌ی ساده:

    discarded

    شکل سوم:

    discarded

    سوم‌شخص مفرد:

    discards

    وجه وصفی حال:

    discarding

    شکل جمع:

    discards

    معنی discard | جمله با discard

    verb - transitive

    دور انداختن، کنار گذاشتن، دور ریختن، رها کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    As soon as spring arrived, she discarded her winter clothes.

    به‌محض فرار رسیدن بهار، لباس‌های زمستانی خود را کنار گذاشت.

    We must discard these old superstitions.

    باید این خرافات کهنه را دور بیافکنیم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a butterfly that has discarded its chrysalis

    پروانه‌ای که شفیره‌ی خود را دور انداخته است

    verb - intransitive verb - transitive

    دور انداختن کارت، کنار گذاشتن کارت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    She discarded a jack and picked up an ace.

    او سرباز را انداخت و آس را برداشت.

    After drawing a new card, he chose to discard the queen.

    بعداز برداشتن کارت جدید، تصمیم گرفت بی‌بی را دور بیندازد.

    noun countable

    کارت کنارگذاشته‌شده، کارت سوخته

    By looking at the discards, he realized that all the aces were already gone.

    با نگاه کردن به کارت‌های سوخته فهمید که همه‌ی آس‌ها قبلاً بازی شده‌اند.

    She studied the discards to guess what the other players were holding.

    او کارت‌های کنار گذاشته‌شده را بررسی کرد تا حدس بزند بازیکنان دیگر چه کارتی در دست دارند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the discards of society

    مطرودان اجتماع

    Sword and spear have gone into the discard.

    شمشیر و نیزه دیگر به فراموشی سپرده شده‌اند (کاربرد ندارند).

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد discard

    1. verb get rid of
      Synonyms:
      remove eliminate drop reject cancel dump get rid of throw away abandon expel eject dispose of renounce give up relinquish desert ditch scrap jettison shake off shed banish repeal divorce oust repudiate chuck forsake write off part with cashier sweep away do away with cast aside throw out protest have done with put by dispossess free of throw overboard toss aside dispense with deep-six junk abjure abdicate adios can
      Antonyms:
      keep retain embrace

    Collocations

    into the discard

    دست‌خوش فراموشی، مطرود، دورانداخته، به درد نخور

    سوال‌های رایج discard

    گذشته‌ی ساده discard چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده discard در زبان انگلیسی discarded است.

    شکل سوم discard چی میشه؟

    شکل سوم discard در زبان انگلیسی discarded است.

    شکل جمع discard چی میشه؟

    شکل جمع discard در زبان انگلیسی discards است.

    وجه وصفی حال discard چی میشه؟

    وجه وصفی حال discard در زبان انگلیسی discarding است.

    سوم‌شخص مفرد discard چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد discard در زبان انگلیسی discards است.

    ارجاع به لغت discard

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «discard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/discard

    لغات نزدیک discard

    • - discalced
    • - discant
    • - discard
    • - discern
    • - discernible
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.