آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ دی ۱۴۰۴

      Renounce

      rɪˈnaʊns rɪˈnaʊns

      گذشته‌ی ساده:

      renounced

      شکل سوم:

      renounced

      سوم‌شخص مفرد:

      renounces

      وجه وصفی حال:

      renouncing

      معنی renounce | جمله با renounce

      verb - transitive formal

      اعراض کردن، دست کشیدن، اعلام انصراف کردن، انکار کردن، ترک کردن، نفی ارتباط کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      She publicly renounced all connections with the organization after the scandal.

      پس‌از رسوایی، به‌طور علنی هرگونه ارتباط خود را با آن سازمان نفی کرد.

      The prince renounced his right to the throne in favor of his younger brother.

      شاهزاده، به نفع برادر کوچکترش از حق خود برای جانشینی تاج‌وتخت صرف‌نظر کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She renounced Christianity.

      او مسیحیت را ترک کرد.

      She renounced her claim.

      او از ادعای خود چشم‌پوشی کرد.

      to renounce a bad habit

      از عادت بدی دست کشیدن

      She renounced her family and friends and left town.

      او به خویشان و دوستان خود پشت پا زد و از شهر رفت.

      He renounced his son.

      پسرش را عاق کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد renounce

      1. verb abandon, reject
        Synonyms:
        reject give up quit forsake discard relinquish deny decline waive resign desert disown disavow repudiate eschew spurn cast off divorce oneself from drop out dump leave flat leave off opt out recant sell out swear off walk out on wash hands of abdicate abjure abnegate abstain from defect demit forgo rat tergiversate tergiverse throw off throw over toss over turn apostacize arrogate disclaim forswear take the pledge
        Antonyms:
        approve allow condone

      سوال‌های رایج renounce

      گذشته‌ی ساده renounce چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده renounce در زبان انگلیسی renounced است.

      شکل سوم renounce چی میشه؟

      شکل سوم renounce در زبان انگلیسی renounced است.

      وجه وصفی حال renounce چی میشه؟

      وجه وصفی حال renounce در زبان انگلیسی renouncing است.

      سوم‌شخص مفرد renounce چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد renounce در زبان انگلیسی renounces است.

      ارجاع به لغت renounce

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «renounce» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/renounce

      لغات نزدیک renounce

      • - reno
      • - renoir
      • - renounce
      • - renouncer
      • - renovate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.