گذشتهی ساده:
resignedشکل سوم:
resignedسومشخص مفرد:
resignsوجه وصفی حال:
resigningسیاست کسبوکار استعفا دادن، کنارهگیری کردن، ترک کردن شغل به صورت رسمی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
She resigned her position as director to spend more time with her family.
او از سمت خود به عنوان مدیر استعفا داد تا زمان بیشتری را با خانوادهاش بگذراند.
He chose to resign from the committee after the controversial decision.
او تصمیم گرفت پس از آن تصمیم جنجالی، از کمیته استعفا دهد.
The minister of the interior resigned.
وزیر کشور استعفا کرد.
Ahmad was forced to resign.
احمد را وادار به استعفا کردند.
She resigned all her rights in that property.
او از تمام حقوق خود در آن ملک صرفنظر داد.
He is resigned to his fate.
او سرنوشت خود را پذیرفته است.
to resign one's post
از مقام خود کنارهگیری کردن
شطرنج ورزش انصراف دادن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی شطرنج
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The chess player decided to resign after realizing that victory was no longer possible.
این شطرنجباز پس از اینکه متوجه شد دیگر امکان پیروزی وجود ندارد تصمیم گرفت انصراف دهد.
Recognizing that his position was completely hopeless, the grandmaster decided to resign.
استاد بزرگ با تشخیص اینکه موقعیتش کاملاً ناامیدکننده است، تصمیم گرفت بازی را واگذار کند (تسلیم شود).
Instead of playing until checkmate, she chose to resign gracefully.
او به جای اینکه تا زمان مات شدن بازی کند، تصمیم گرفت با احترام بازی را واگذار کند.
Despite putting up a strong fight, the player eventually had to resign.
علیرغم اینکه این بازیکن کوششی فراوان انجام داد، در نهایت مجبور شد انصراف دهد.
روانشناسی سلامت روان تسلیم شدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
He resigned himself to the fact that he would not get the promotion this year.
او به این واقعیت تن داد (تسلیم شد) که امسال ارتقای شغلی را دریافت نخواهد کرد.
She resigned herself to a long wait at the crowded airport terminal.
او خودش را برای یک انتظار طولانی در ترمینال شلوغ فرودگاه آماده کرد (تسلیم اوضاع شد).
استعفا دادن از مقام
(انگلیس) مقام کشیشی به دست آوردن (یا از آن استعفا دادن)
گذشتهی ساده resign در زبان انگلیسی resigned است.
شکل سوم resign در زبان انگلیسی resigned است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «resign» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/resign