آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

      Resign

      rɪˈzaɪn rɪˈzaɪn

      گذشته‌ی ساده:

      resigned

      شکل سوم:

      resigned

      سوم‌شخص مفرد:

      resigns

      وجه وصفی حال:

      resigning

      معنی resign | جمله با resign

      verb - intransitive verb - transitive B2

      سیاست کسب‌وکار استعفا دادن، کناره‌گیری کردن، ترک کردن شغل به صورت رسمی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      She resigned her position as director to spend more time with her family.

      او از سمت خود به عنوان مدیر استعفا داد تا زمان بیشتری را با خانواده‌اش بگذراند.

      He chose to resign from the committee after the controversial decision.

      او تصمیم گرفت پس از آن تصمیم جنجالی، از کمیته استعفا دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The minister of the interior resigned.

      وزیر کشور استعفا کرد.

      Ahmad was forced to resign.

      احمد را وادار به استعفا کردند.

      She resigned all her rights in that property.

      او از تمام حقوق خود در آن ملک صرف‌نظر داد.

      He is resigned to his fate.

      او سرنوشت خود را پذیرفته است.

      to resign one's post

      از مقام خود کناره‌گیری کردن

      verb - intransitive C2

      شطرنج ورزش انصراف دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شطرنج

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The chess player decided to resign after realizing that victory was no longer possible.

      این شطرنج‌باز پس از اینکه متوجه شد دیگر امکان پیروزی وجود ندارد تصمیم گرفت انصراف دهد.

      Recognizing that his position was completely hopeless, the grandmaster decided to resign.

      استاد بزرگ با تشخیص اینکه موقعیتش کاملاً ناامیدکننده است، تصمیم گرفت بازی را واگذار کند (تسلیم شود).

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Instead of playing until checkmate, she chose to resign gracefully.

      او به جای اینکه تا زمان مات شدن بازی کند، تصمیم گرفت با احترام بازی را واگذار کند.

      Despite putting up a strong fight, the player eventually had to resign.

      علی‌رغم اینکه این بازیکن کوششی فراوان انجام داد، در نهایت مجبور شد انصراف دهد.

      verb - intransitive C2

      روان‌شناسی سلامت روان تسلیم شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده

      He resigned himself to the fact that he would not get the promotion this year.

      او به این واقعیت تن داد (تسلیم شد) که امسال ارتقای شغلی را دریافت نخواهد کرد.

      She resigned herself to a long wait at the crowded airport terminal.

      او خودش را برای یک انتظار طولانی در ترمینال شلوغ فرودگاه آماده کرد (تسلیم اوضاع شد).

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد resign

      1. verb give up responsibility
        Synonyms:
        quit leave drop give up relinquish abandon renounce surrender waive cede retire terminate abdicate hand over vacate forsake secede demit fold bow out drop out bail out step down stand down give notice walk out capitulate hang it up sign off forgo yield end service throw in the towel stand aside cease work turn over wash hands of divorce oneself from separate oneself from hand in resignation give up the ship
        Antonyms:
        agree take on

      Collocations

      resign from office

      استعفا دادن از مقام

      Idioms

      obtain (or resign) a cure

      (انگلیس) مقام کشیشی به دست آوردن (یا از آن استعفا دادن)

      سوال‌های رایج resign

      گذشته‌ی ساده resign چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده resign در زبان انگلیسی resigned است.

      شکل سوم resign چی میشه؟

      شکل سوم resign در زبان انگلیسی resigned است.

      ارجاع به لغت resign

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «resign» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/resign

      لغات نزدیک resign

      • - residue
      • - residuum
      • - resign
      • - resign from office
      • - resignation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.