مصدر:
step downگذشتهی ساده:
stepped downشکل سوم:
stepped downسومشخص مفرد:
steps downوجه وصفی حال:
stepping downکسبوکار استعفا دادن (کنارهگیری از یک پست یا شغل)
همچنین میتوان از step aside استفاده کرد.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
The British Prime Minister confirmed today that he will officially step down from his position.
نخست وزیر بریتانیا امروز رسماً کناره گیری خود را از سمتش تایید کرد.
When a company faces a financial crisis, the CEO is often forced to step down.
وقتی یک شرکت با بحران مالی مواجه میشود، مدیرعامل اغلب مجبور به استعفا میشود.
ریاضی کاستن، پایین آمدن (کاهش تدریحی یک مقدار یا نرخ)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The doctor suggested that I could start stepping down my daily medication next week.
پزشک پیشنهاد کرد که میتوانم از هفته آینده دوز داروهای روزانهام را به تدریج کاهش دهم.
We need to step down production until the global market demand stabilizes.
ما باید حجم تولید را گامبهگام کاهش دهیم تا زمانی که تقاضای بازار جهانی به ثبات برسد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «step down» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/step down