Step In

American: ˈstepɪn British: stepɪn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

phrasal verb
میانجی شدن، پا در میانی کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
phrasal verb
بازدید مختصر و کوتاهی کردن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد step in

  1. verb become involved
    Synonyms:
    intervene enter arrive interfere mediate chip in lend a hand take action interpose come be invited negotiate intercede intermediate
    Antonyms:
    leave abandon wash hands

ارجاع به لغت step in

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «step in» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/step in

لغات نزدیک step in

پیشنهاد بهبود معانی