آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۴ دی ۱۴۰۴

    Intermediate

    ˌɪnt̬ərˈmiːdiət ˌɪntəˈmiːdiət

    صفت تفضیلی:

    more intermediate

    صفت عالی:

    most intermediate

    معنی intermediate | جمله با intermediate

    adjective B1

    میانی، متوسط، میان‌رده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    Intermediate players can enjoy this level of the game.

    بازیکنان متوسط می‌توانند از این سطح بازی لذت ببرند.

    He is at an intermediate stage in his training.

    او در مرحله‌ی میانی آموزش خود قرار دارد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    goods of intermediate quality

    کالاهای با مرغوبیت حد وسط

    intermediate stage of growth

    مرحله‌ی میانی رشد

    intermediate stops on a journey

    توقف‌های میان راه در طی سفر

    clothes of intermediate sizes

    لباس‌های میان‌اندازه (اندازه‌ی وسط)

    intermediate French courses

    کلاسهای فرانسه در سطح متوسط

    intermediate algebra

    جبر (و مثلثات) در سطح متوسط (میانی)

    We sell compact cars as well as intermediates.

    ما اتومبیل‌های کوچک (و جمع و جور) و اتومبیل‌های متوسط می‌فروشیم.

    intermediate compound

    ترکیب واسطه

    intermediate value

    ارزش میانی

    a dye intermediate

    ماده‌ی میانی رنگ

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد intermediate

    1. adjective middle, in-between
      Synonyms:
      average common medium central mid moderate between halfway fair mean standard neutral median compromising intervening medial mediocre so-so middling center interposed transitional midway indifferent
      Antonyms:
      extreme end

    Collocations

    intermediate gear

    (مکانیک) دنده (یا چرخ دنده‌ی) میانی

    intermediate results

    پیامدهای میانی، نتایج میانه

    سوال‌های رایج intermediate

    صفت تفضیلی intermediate چی میشه؟

    صفت تفضیلی intermediate در زبان انگلیسی more intermediate است.

    صفت عالی intermediate چی میشه؟

    صفت عالی intermediate در زبان انگلیسی most intermediate است.

    ارجاع به لغت intermediate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «intermediate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/intermediate

    لغات نزدیک intermediate

    • - intermediacy
    • - intermediary
    • - intermediate
    • - intermediate frequency
    • - intermediate gear
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.