آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ آبان ۱۴۰۴

    Vibraphone

    ˈvaɪbrəfoʊn ˈvaɪbrəfəʊn

    شکل جمع:

    vibraphones

    توضیحات:

    همچنین می‌توان از vibraharp به‌ جای vibraphone استفاده کرد.

    معنی vibraphone

    noun

    (ساز موسیقی الکتریکی) ویبرافون

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد vibraphone

    1. noun a percussion instrument similar to a xylophone but having metal bars and rotating disks in the resonators that produce a vibrato sound
      Synonyms:
      vibes vibraharp

    سوال‌های رایج vibraphone

    شکل جمع vibraphone چی میشه؟

    شکل جمع vibraphone در زبان انگلیسی vibraphones است.

    معنی vibraphone به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «vibraphone» در زبان فارسی به معنی «ویبرافون» ترجمه می‌شود.

    این ساز یک ساز کوبه‌ای-ملودیک است که از میله‌های فلزی تشکیل شده و با مضراب‌هایی نرم نواخته می‌شود. ویژگی اصلی ویبرافون نسبت به سازهای مشابه مانند زیلوفون یا ماریمبا، وجود لوله‌های تشدیدکننده (resonators) و موتوری برای ایجاد لرزش یا ویبراسیون صوتی است؛ همین ویژگی است که نام آن را شکل داده است — vibra از vibration به معنی «لرزش» و phone از ریشه‌ی یونانی به معنی «صدا».

    ویبرافون در اوایل قرن بیستم در آمریکا ساخته شد و نخستین بار در دهه‌ی ۱۹۲۰ وارد دنیای موسیقی جاز شد. صدای نرم، درخشان و خاص آن باعث شد به‌سرعت میان نوازندگان جاز محبوب شود. نوازندگان برجسته‌ای مانند Lionel Hampton و Milt Jackson از نخستین کسانی بودند که ویبرافون را به‌عنوان ساز اصلی خود انتخاب کردند و به شهرت رساندند. با گذشت زمان، این ساز از محدوده‌ی موسیقی جاز فراتر رفت و در موسیقی کلاسیک، فیلم و حتی موسیقی مدرن نیز جایگاه خود را پیدا کرد.

    از نظر ساختاری، ویبرافون شامل دو ردیف میله‌ی فلزی است که مانند کلیدهای پیانو چیده شده‌اند و هرکدام توسط یک لوله‌ی تشدیدکننده در زیر خود پشتیبانی می‌شود. این لوله‌ها باعث افزایش حجم و غنای صدا می‌شوند. موتور تعبیه‌شده در ساز، دیسک‌های کوچکی درون لوله‌ها را می‌چرخاند و با تغییر جریان هوا، صدایی موج‌دار و لرزان ایجاد می‌کند که به آن حس گرمی و زنده‌بودن می‌بخشد. این افکت صوتی متمایز، صدای ویبرافون را از دیگر سازهای کوبه‌ای ملودیک جدا می‌کند.

    از منظر موسیقایی، ویبرافون هم‌زمان نقش ساز ملودیک و ساز هارمونیک را دارد. نوازنده می‌تواند با دو یا چهار مضراب بنوازد و آکوردها یا ملودی‌های روانی بسازد. به دلیل گستره‌ی صوتی نسبتاً وسیع و صدای شفاف، ویبرافون در تنظیم‌های ارکسترال، گروه‌های کوچک جاز و قطعات تجربی کاربرد زیادی دارد. در موسیقی مدرن، حتی در سبک‌های الکترونیک یا امبینت نیز گاهی از صدای نمونه‌برداری‌شده‌ی ویبرافون برای ایجاد حال‌و‌هوای رؤیایی یا آرام‌بخش استفاده می‌شود.

    ویبرافون نمادی از ترکیب هنر و فناوری در موسیقی است؛ سازی که از فلز و مکانیک ساخته شده، اما صدایی گرم و انسانی دارد. در دنیای پرشتاب و دیجیتال امروز، هنوز هم صدای لرزان و لطیف آن حس لطافت، تعادل و شاعرانه‌بودن را منتقل می‌کند — گویی هر نغمه‌اش، لرزشی از روح نوازنده در فضا جاری می‌سازد.

    ارجاع به لغت vibraphone

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «vibraphone» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/vibraphone

    لغات نزدیک vibraphone

    • - vibrancy
    • - vibrant
    • - vibraphone
    • - vibrate
    • - vibratile
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    take a picture faceless fail an exam faintly ridiculous impossibly fairing fall into rota fallacious falter familiar feet feisty foray fenugreek محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.