آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Moderate

      ˈmɑːdərət ˈmɑːdərət ˈmɒdrət ˈmɒdrət

      گذشته‌ی ساده:

      moderated

      شکل سوم:

      moderated

      سوم‌شخص مفرد:

      moderates

      وجه وصفی حال:

      moderating

      شکل جمع:

      moderates

      صفت تفضیلی:

      more moderate

      صفت عالی:

      most moderate

      معنی moderate | جمله با moderate

      C1

      معتدل، ملایم، آرام، میانه‌رو، مناسب، محدود، اداره کردن، تعدیل کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      the worker's moderate demands

      خواسته‌های معقول کارگران

      A moderate eater.

      کسی که در حد اعتدال غذا می‌خورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a moderate wind

      باد ملایم

      moderate weather

      آب و هوای ملایم

      moderate skills

      مهارتهای متوسط

      moderate prices

      قیمتهای متعادل

      a family of moderate income

      خانواده‌ای با درآمد متوسط

      moderate republicans

      جمهوری‌خواهان میانه‌رو

      moderate clergy

      روحانیون میانه‌رو

      If they don't moderate their extremism, they will be overthrown.

      اگر افراط‌گرایی خود را تعدیل نکنند، سرنگون خواهند شد.

      Age has helped moderate his political views.

      سالخوردگی باعث تعدیل دیدگاه‌های سیاسی او شده است.

      In Farvardin the weather moderates.

      در فروردین هوا ملایم می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد moderate

      1. adjective calm, temperate
        Synonyms:
        cool gentle mild steady even temperate balanced reasonable controlled reserved careful cautious pleasant peaceable tranquil tolerant sober measured restrained considered deliberate disciplined modest tame bearable tolerable impartial compromising judicious soft low-key straight untroubled conservative limited abstinent equable dispassionate inconsiderable nonpartisan pacific monotonous neutral middle-of-the-road not excessive midway inexpensive considerate
        Antonyms:
        extreme excessive unreasonable uncontrolled violent unrestrained wild immoderate unlimited outrageous
      1. adjective fair, average, so-so
        Synonyms:
        average medium middling intermediate ordinary so-so mediocre passable indifferent unexceptional mean fairish bland inconsiderable inconsequential trivial trifling paltry piddling fair to middling
        Antonyms:
        significant considerable extreme immoderate extravagant liberal
      1. verb restrain, control
        Synonyms:
        control check regulate reduce curb repress constrain subdue tame temper calm soften ease off mitigate relieve diminish lessen decrease decline abate wane slacken subside alleviate assuage appease pacify chasten cool modulate modify relent cool out quiet let up fall tone down meet halfway soft-pedal play down qualify
        Antonyms:
        free liberate unleash let go incite egg on
      1. verb mediate, arbitrate
        Synonyms:
        arbitrate referee judge negotiate umpire make peace preside take the chair chair
        Antonyms:
        turn over

      سوال‌های رایج moderate

      گذشته‌ی ساده moderate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده moderate در زبان انگلیسی moderated است.

      شکل سوم moderate چی میشه؟

      شکل سوم moderate در زبان انگلیسی moderated است.

      شکل جمع moderate چی میشه؟

      شکل جمع moderate در زبان انگلیسی moderates است.

      وجه وصفی حال moderate چی میشه؟

      وجه وصفی حال moderate در زبان انگلیسی moderating است.

      سوم‌شخص مفرد moderate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد moderate در زبان انگلیسی moderates است.

      صفت تفضیلی moderate چی میشه؟

      صفت تفضیلی moderate در زبان انگلیسی more moderate است.

      صفت عالی moderate چی میشه؟

      صفت عالی moderate در زبان انگلیسی most moderate است.

      ارجاع به لغت moderate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «moderate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/moderate

      لغات نزدیک moderate

      • - model accuracy
      • - modem
      • - moderate
      • - moderate breeze
      • - moderate gale
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cerebrum Elliot taiga output message reticence pinchbeck retool relativity relativity of knowledge repetition referee recoverable catchy recreation شعله‌ور مذکور به طور جدی به طور خاص بودجه بیرون رفتن تاسیس تهییج کردن جاذبه جواز دندان سایی تفنن رضوان رطوبت مشروعیت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.