آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ تیر ۱۴۰۴

      Soft

      sɒːft sɒft

      صفت تفضیلی:

      softer

      صفت عالی:

      softest

      معنی soft | جمله با soft

      adjective A2

      نرم، ملایم، لطیف، مهربان، نازک، نیم‌بند، سبک، شیرین، گوارا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      different kinds of soft drinks

      انواع مختلف نوشابه‌های غیر‌الکلی

      the late Bannan's soft voice

      صدای نرم مرحوم بنان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Which ones do you like most, soft or harsh colors?

      رنگ‌های ملایم را بیشتر دوست داری یا رنگ‌های تند را

      a soft job

      شغل آسان

      Our army takes soft boys and turns them into tough soldiers.

      ارتش ما جوانان کم‌استقامت را می‌گیرد و به سربازان پرطاقت تبدیل می‌کند.

      a soft breeze

      نسیم دلچسب

      the soft climate of Shiraz

      آب و هوای معتدل شیراز

      a soft bed

      بستر نرم

      a soft cigarette

      سیگار ملایم

      soft hair

      موی نرم

      a child's soft skin

      پوست لطیف کودک

      soft silk

      ابریشم نرم

      hard cheese and soft cheese

      پنیر سفت و پنیر نرم

      Some woods are hard and some are soft.

      برخی چوب‌ها سخت هستند و برخی نرم.

      a soft pillow

      بالش نرم

      noun uncountable

      نرمی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      the soft of the thumb

      نرمی انگشت شست

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد soft

      1. adjective cushioned, squishy
        Synonyms:
        comfortable easy smooth comfy cozy flexible yielding delicate fluffy elastic supple fine thin cushiony pliable silky velvety snug downy spongy mushy plastic creamy malleable satiny flabby ductile squashy cottony feathery furry limp cushy moldable flowing fluid fleshy doughy pappy easeful pulpy flimsy gelatinous silken bendable pithy impressible formless fleecy flocculent quaggy
        Antonyms:
        hard rigid unyielding
      1. adjective faint, temperate
        Synonyms:
        mild light low gentle bland dulcet mellow muted pale temperate toned down comfortable smooth delicate pleasing quiet sweet cool restful dim shaded soothing understated balmy low-key dimmed hazy twilight wan caressing dull melodious murmured pallid pastel diffuse dusky mellifluous sober cushy whispered ashen
        Antonyms:
        rough loud harsh severe
      1. adjective compassionate
        Synonyms:
        kind sympathetic tender gentle sensitive pitying benign gracious affectionate amiable tender-hearted indulgent lenient liberal easy easy-going courteous kindly permissive manageable undemanding simple effortless lax overindulgent weak spineless sentimental
        Antonyms:
        uncompassionate strict severe callous stern
      1. adjective out of condition
        Synonyms:
        fat flabby out of shape weak flaccid fleshy doughy untrained limp gone to seed overindulged formless pampered
        Antonyms:
        healthy strong well firm
      1. adjective stupid
        Synonyms:
        silly foolish simple witless daft fatuous feeble-minded
        Antonyms:
        smart intelligent

      Collocations

      be soft on

      1- با ملایمت رفتار کردن، مهربانی کردن به 2- احساس عاشقانه داشتن (نسبت به کسی)

      Idioms

      have a soft spot for somebody

      نسبت به کسی مهر و محبت ویژه داشتن

      soft answer turns away wrath

      با زبان خوش می‌توان مار را از سوراخ کشید بیرون

      soft in the head

      احمق، کله خشک، ابله

      لغات هم‌خانواده soft

      noun
      softness, softener, softy
      adjective
      soft
      verb - transitive
      soften
      adverb
      softly

      سوال‌های رایج soft

      معنی soft به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Soft» در زبان فارسی به «نرم»، «ملایم» یا «لطیف» ترجمه می‌شود.

      این واژه یکی از صفت‌های پرکاربرد در زبان انگلیسی است و بسته به زمینه‌ی استفاده، معانی متنوعی دارد.

      در معنای فیزیکی، «soft» به توصیف چیزی گفته می‌شود که نرم و قابل انعطاف است و برخلاف سفت یا سخت بودن، راحت لمس می‌شود یا به آسانی تغییر شکل می‌دهد. مثلاً «soft pillow» یعنی «بالشی نرم» که برای خواب راحت‌تر مناسب است. این کاربرد در توصیف انواع پارچه‌ها، مواد، سطوح، و حتی غذاها رایج است. نرم بودن اغلب با حس راحتی و دلپذیری همراه است و ویژگی مهمی در انتخاب کالاهای مصرفی به شمار می‌آید.

      از سوی دیگر، «soft» می‌تواند به ویژگی‌های ملایم و آرام در رفتار، صدا، یا محیط اشاره داشته باشد. به طور مثال، وقتی می‌گوییم «soft voice» یعنی صدایی آرام و ملایم که اغلب حس مهربانی یا دلسوزی را منتقل می‌کند. در موسیقی، «soft» برای توصیف لحن یا شدت صدا به کار می‌رود، به معنای کم‌صدا و لطیف که تاثیر خاصی روی شنونده می‌گذارد. همچنین «soft lighting» به نور ملایم و آرام اشاره دارد که فضایی آرام‌بخش و دلپذیر ایجاد می‌کند.

      در زمینه‌ی فناوری و کامپیوتر، «soft» معمولاً به معنای «نرم» در مقابل «سخت» (hardware) به کار می‌رود؛ یعنی «نرم‌افزار» (software) که مجموعه‌ای از برنامه‌ها و کدهای کامپیوتری است. این استفاده از «soft» نشان‌دهنده‌ی ماهیت غیرمادی و قابل تغییر این محصولات است، برخلاف قطعات سخت‌افزاری که فیزیکی و ثابت هستند.

      «Soft» همچنین می‌تواند به حالت‌های روانی یا عاطفی اشاره داشته باشد. مثلاً وقتی می‌گوییم «soft-hearted» یعنی کسی که دل‌رحم، مهربان و حساس است. این کاربرد بیشتر در توصیف شخصیت یا ویژگی‌های انسانی به کار می‌رود و بار معنایی مثبت دارد. فردی که «soft» باشد، معمولاً قابل اعتماد، دوستانه و همراه است.

      واژه‌ی «soft» یکی از آن کلمات چندوجهی است که در زبان انگلیسی کاربردهای گسترده و متنوعی دارد، از توصیف ویژگی‌های جسمی گرفته تا احساسات و فناوری. توانایی تطبیق این واژه با موقعیت‌های مختلف، آن را به کلمه‌ای پرکاربرد و مهم تبدیل کرده است.

      صفت تفضیلی soft چی میشه؟

      صفت تفضیلی soft در زبان انگلیسی softer است.

      صفت عالی soft چی میشه؟

      صفت عالی soft در زبان انگلیسی softest است.

      ارجاع به لغت soft

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «soft» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/soft

      لغات نزدیک soft

      • - soffite
      • - sofia
      • - soft
      • - soft answer turns away wrath
      • - soft bed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.