آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ آذر ۱۴۰۴

    Pale

    peɪl peɪl

    گذشته‌ی ساده:

    paled

    شکل سوم:

    paled

    سوم‌شخص مفرد:

    pales

    وجه وصفی حال:

    paling

    شکل جمع:

    pales

    صفت تفضیلی:

    paler

    صفت عالی:

    palest

    معنی pale | جمله با pale

    adjective B2

    کم‌رنگ، رنگ‌پریده، رنگ‌رفته، بی‌نور

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    a pale face

    چهره‌ی رنگ‌پریده

    She was pale with rage.

    از شدت خشم رنگ خود را باخته بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to become pale

    رنگ باختن، رنگ پریده شدن

    a pale sun shining through the fog

    خورشید کم‌نوری که از میان مه می‌تابد

    a pale imitation of his father

    تقلیدی بی‌رمق از پدرش

    pale white

    ویر، سپید مایل به زرد

    pale green

    سبز مات

    noun countable

    نرده، حصار دفاعی، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    This is beyond the pale of your responsibilities.

    این از حدود مسئولیت‌های شما خارج است.

    verb - transitive

    در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله‌دار کردن

    verb - intransitive

    رنگ پریده شدن، رنگ رفتن

    Upon seeing the horse's corpse she paled.

    با دیدن جسد اسب رنگش پرید.

    Her beauty pales beside her daughter's.

    زیبایی دخترش زیبایی او را از جلوه می‌اندازد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Our other problems pale before this tragedy.

    سایر مسائل ما در مقایسه با این فاجعه هیچ است.

    prefix

    (-pale) دیرین، کهن (پیش از واکه می‌آید)

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pale

    1. adjective light in color or effect
      Synonyms:
      white faint wan pallid washed-out gray light dim dull feeble weak sickly sick colorless pasty sallow ghastly livid spectral cadaverous bloodless deathlike waxen ashy bleached anemic haggard waxlike ashen faded thin poor inadequate ineffective ineffectual insubstantial unsubstantial doughy lurid
      Antonyms:
      bright colorful radiant glowing
    1. verb become, make lighter or weakened
      Synonyms:
      lessen decrease diminish dull fade weaken go white lose color faint whiten blanch lose luster muddy tarnish
      Antonyms:
      brighten darken glow radiate

    سوال‌های رایج pale

    گذشته‌ی ساده pale چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده pale در زبان انگلیسی paled است.

    شکل سوم pale چی میشه؟

    شکل سوم pale در زبان انگلیسی paled است.

    شکل جمع pale چی میشه؟

    شکل جمع pale در زبان انگلیسی pales است.

    وجه وصفی حال pale چی میشه؟

    وجه وصفی حال pale در زبان انگلیسی paling است.

    سوم‌شخص مفرد pale چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد pale در زبان انگلیسی pales است.

    صفت تفضیلی pale چی میشه؟

    صفت تفضیلی pale در زبان انگلیسی paler است.

    صفت عالی pale چی میشه؟

    صفت عالی pale در زبان انگلیسی palest است.

    ارجاع به لغت pale

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «pale» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pale

    لغات نزدیک pale

    • - palau
    • - palaver
    • - pale
    • - pale blue
    • - pale in comparison
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.