فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Pale

peɪl peɪl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    paled
  • شکل سوم:

    paled
  • سوم شخص مفرد:

    pales
  • وجه وصفی حال:

    paling
  • شکل جمع:

    pales
  • صفت تفضیلی:

    paler
  • صفت عالی:

    palest

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective B2
    کم‌رنگ، رنگ‌پریده، رنگ‌رفته، بی‌نور
    • - a pale face
    • - چهره‌ی رنگ‌پریده
    • - She was pale with rage.
    • - از شدت خشم رنگ خود را باخته بود.
    • - to become pale
    • - رنگ باختن، رنگ پریده شدن
    • - a pale sun shining through the fog
    • - خورشید کم‌نوری که از میان مه می‌تابد
    • - a pale imitation of his father
    • - تقلیدی بی‌رمق از پدرش
    • - pale white
    • - ویر، سپید مایل به زرد
    • - pale green
    • - سبز مات
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
  • noun countable
    نرده، حصار دفاعی، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو
    • - This is beyond the pale of your responsibilities.
    • - این از حدود مسئولیت‌های شما خارج است.
  • verb - transitive
    در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله‌دار کردن
  • verb - intransitive
    رنگ پریده شدن، رنگ رفتن
    • - Upon seeing the horse's corpse she paled.
    • - با دیدن جسد اسب رنگش پرید.
    • - Her beauty pales beside her daughter's.
    • - زیبایی دخترش زیبایی او را از جلوه می‌اندازد.
    • - Our other problems pale before this tragedy.
    • - سایر مسائل ما در مقایسه با این فاجعه هیچ است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد pale

  1. adjective light in color or effect
    Synonyms: anemic, ashen, ashy, blanched, bleached, bloodless, cadaverous, colorless, deathlike, dim, doughy, dull, faded, faint, feeble, ghastly, gray, haggard, inadequate, ineffective, ineffectual, insubstantial, livid, lurid, pallid, pasty, poor, sallow, sick, sickly, spectral, thin, unsubstantial, wan, washed-out, waxen, waxlike, weak, white, whitish
    Antonyms: bright, colorful, glowing, radiant
  2. verb become, make lighter or weakened
    Synonyms: blanch, decrease, dim, diminish, dull, fade, faint, go white, grow dull, lessen, lose color, lose luster, muddy, tarnish, whiten
    Antonyms: brighten, darken, glow, radiate

ارجاع به لغت pale

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «pale» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/pale

لغات نزدیک pale

پیشنهاد بهبود معانی