آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Radiate

      ˈreɪdieɪt ˈreɪdieɪt

      گذشته‌ی ساده:

      radiated

      شکل سوم:

      radiated

      سوم‌شخص مفرد:

      radiates

      وجه وصفی حال:

      radiating

      صفت تفضیلی:

      more radiate

      صفت عالی:

      most radiate

      معنی radiate | جمله با radiate

      verb - transitive verb - intransitive adjective adverb

      تابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The sun radiates light and heat.

      خورشید نور و گرما ساطع می‌کند.

      Then those compressed masses began radiating as stars.

      سپس آن توده‌های فشرده همچون ستارگان شروع به رخشیدن کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Light radiates.

      نور می‌تابد.

      Heat radiates.

      گرما ساطع می‌شود.

      streets radiating from the square

      خیابان‌هایی که از میدان منشعب می‌شوند

      The wrinkles radiating from the corners of her eyes.

      چین‌هایی که از گوشه‌ی چشم‌های او منشعب (پرافکن) می‌شود.

      Kindness radiated from her eyes.

      محبت از چشمانش می‌بارید.

      His face radiated courage and confidence.

      شجاعت و اعتماد در چهره‌اش تجلی می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد radiate

      1. verb give off; scatter
        Synonyms:
        emit shed give out send out spread diffuse scatter distribute broadcast transmit shine issue throw out beam expand circulate propagate irradiate light up gleam illuminate pour yield strew sprinkle emanate proliferate diverge ramify branch out spread out shoot out ramble afford glitter
        Antonyms:
        gather collect

      سوال‌های رایج radiate

      گذشته‌ی ساده radiate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده radiate در زبان انگلیسی radiated است.

      شکل سوم radiate چی میشه؟

      شکل سوم radiate در زبان انگلیسی radiated است.

      وجه وصفی حال radiate چی میشه؟

      وجه وصفی حال radiate در زبان انگلیسی radiating است.

      سوم‌شخص مفرد radiate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد radiate در زبان انگلیسی radiates است.

      صفت تفضیلی radiate چی میشه؟

      صفت تفضیلی radiate در زبان انگلیسی more radiate است.

      صفت عالی radiate چی میشه؟

      صفت عالی radiate در زبان انگلیسی most radiate است.

      ارجاع به لغت radiate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «radiate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/radiate

      لغات نزدیک radiate

      • - radiant flux
      • - radiant heating
      • - radiate
      • - radiation
      • - radiation sickness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.