آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Sprinkle

      ˈsprɪŋkl ˈsprɪŋkl

      گذشته‌ی ساده:

      sprinkled

      شکل سوم:

      sprinkled

      سوم‌شخص مفرد:

      sprinkles

      وجه وصفی حال:

      sprinkling

      شکل جمع:

      sprinkles

      معنی sprinkle | جمله با sprinkle

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb C2

      ترشح، ریزش نم‌نم، پوش باران، چکه، پاشیدن، ترشح کردن، پاشیده شدن، گل‌نم زدن، آب‌پاشی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He sprinkled salt on his food.

      روی خوراک خود نمک پاشید.

      to sprinkle the flowers with water

      به گل‌ها آب پاشیدن (دادن)

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A series of model houses were sprinkled around the field.

      یک سری خانه‌ی نمونه به‌طور پراکنده در اطراف زمین ساخته شده بودند.

      The government's propaganda was sprinkled with many half-truths.

      تبلیغات دولت با شمار فراوان (ادعاهای) نیمه راستین آمیخته شده بود.

      only a sprinkle of sugar

      فقط یک ذره شکر

      chocolate sprinkles

      دانه‌های ریز شکلات

      a brief sprinkle that did not even wet the ground

      نم‌نم باران کوتاه‌مدت که حتی زمین را تر هم نکرد

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sprinkle

      1. verb scatter, disseminate
        Synonyms:
        spray shower shake strew dust spot dampen moisten spritz speck powder rain dot pepper smear squirt disseminate speckle mist dredge stud baptize christen spit freckle
        Antonyms:
        gather collect

      سوال‌های رایج sprinkle

      گذشته‌ی ساده sprinkle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sprinkle در زبان انگلیسی sprinkled است.

      شکل سوم sprinkle چی میشه؟

      شکل سوم sprinkle در زبان انگلیسی sprinkled است.

      شکل جمع sprinkle چی میشه؟

      شکل جمع sprinkle در زبان انگلیسی sprinkles است.

      وجه وصفی حال sprinkle چی میشه؟

      وجه وصفی حال sprinkle در زبان انگلیسی sprinkling است.

      سوم‌شخص مفرد sprinkle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sprinkle در زبان انگلیسی sprinkles است.

      ارجاع به لغت sprinkle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sprinkle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sprinkle

      لغات نزدیک sprinkle

      • - springwood
      • - springy
      • - sprinkle
      • - sprinkler
      • - sprinkler system
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.