آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Powder

    ˈpaʊdər ˈpaʊdə

    گذشته‌ی ساده:

    powdered

    شکل سوم:

    powdered

    سوم‌شخص مفرد:

    powders

    وجه وصفی حال:

    powdering

    شکل جمع:

    powders

    معنی powder | جمله با powder

    noun verb - transitive adverb B1

    پودر، پودر صورت، گرد، باروت، دینامیت، پودر زدن به، گرد زدن به، گرد مالیدن به‌صورت گرد درآوردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    soap powder

    پودر صابون

    face-powder

    پودر صورت

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    curry powder

    گرد کاری

    charcoal powder

    خاکه زغال

    Dissolve this powder in water and drink it.

    این گرد را در آب حل کنید و بخورید.

    Pari powdered her cheeks.

    پری به گونه‌های خود پودر زد.

    The trees were powdered with snow.

    لایه‌ای از برف درختان را پوشانده بود.

    powdered milk

    شیر خشک

    This chalk is soft and powders easily.

    این گچ نرم است و به آسانی پودر میشود.

    This paint is sold in powdered form.

    این رنگ به‌صورت گرد فروخته می‌شود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد powder

    1. noun fine, loose grains made by crushing a solid
      Synonyms:
      grain particle dust grit crumb meal seed talc film pounce pulverulence
      Antonyms:
      solid
    1. verb crush into fine grains; sprinkle fine grains
      Synonyms:
      grind smash crumble scatter dust cover reduce pound crunch granulate strew scrape pulverize dredge grate file abrade rasp bray comminute triturate pestle flour
      Antonyms:
      solidify

    Idioms

    keep one's powder dry

    (عامیانه) مهیای عمل بودن، آمادهی پیکار بودن

    take a powder

    (عامیانه) فرار کردن، گریختن، به چاک زدن

    سوال‌های رایج powder

    گذشته‌ی ساده powder چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده powder در زبان انگلیسی powdered است.

    شکل سوم powder چی میشه؟

    شکل سوم powder در زبان انگلیسی powdered است.

    شکل جمع powder چی میشه؟

    شکل جمع powder در زبان انگلیسی powders است.

    وجه وصفی حال powder چی میشه؟

    وجه وصفی حال powder در زبان انگلیسی powdering است.

    سوم‌شخص مفرد powder چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد powder در زبان انگلیسی powders است.

    ارجاع به لغت powder

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «powder» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/powder

    لغات نزدیک powder

    • - poverty-stricken
    • - pow
    • - powder
    • - powder (or pale) blue
    • - powder burn
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.