آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ فروردین ۱۴۰۳

    Rasp

    ræsp rɑːsp

    گذشته‌ی ساده:

    rasped

    سوم‌شخص مفرد:

    rasps

    وجه وصفی حال:

    rasping

    معنی rasp | جمله با rasp

    noun countable

    سوهان (برای ساییدن و صاف کردن سطوح از جمله چوب و فلز استفاده می‌شود)

    He ran the rasp along the metal.

    سوهان را روی فلز کشید.

    The carpenter used a rasp to smooth out the rough edges of the wood.

    نجار از سوهان برای صاف کردن لبه‌های ناهموار چوب استفاده کرد.

    noun singular

    صدای سوهان، صدای گوش‌خراش، صدای خشن، صدای خرت‌خرت، صدای خرخر، صدای نفس‌نفس

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    the rasp of the frogs in the pond

    صدای گوش‌خراش وزغ‌ها در برکه

    to rasp out a speech

    با صدای خشن نطق کردن

    verb - intransitive verb - transitive

    صدای گوش‌خراش تولید کردن، خرت‌خرت کردن، نفس‌نفس زدن

    The chalk rasped across the blackboard.

    گچ بر روی تخته‌سیاه صدای گوش‌خراشی ایجاد کرد.

    Some sounds rasp the ear.

    برخی صداها گوش‌خراش هستند.

    verb - transitive

    مالیدن

    The horse rasped my hand with her tongue.

    اسب زبانش را به دستم مالید.

    She rasped her hand on the food.

    دستش را روی غذا مالید.

    verb - transitive

    سوهان زدن، ساییدن

    Rasp off any rough spots.

    ناصافی‌ها را سوهان بزن.

    a cataract that rasps away the rock

    آبشاری که صخره را می‌ساید

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rasp

    1. verb grind, rub
      Synonyms:
      rub scrape scratch grate irritate vex irk abrade sand scour file pound wear excoriate raze jar bray

    سوال‌های رایج rasp

    گذشته‌ی ساده rasp چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده rasp در زبان انگلیسی rasped است.

    وجه وصفی حال rasp چی میشه؟

    وجه وصفی حال rasp در زبان انگلیسی rasping است.

    سوم‌شخص مفرد rasp چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد rasp در زبان انگلیسی rasps است.

    ارجاع به لغت rasp

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «rasp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rasp

    لغات نزدیک rasp

    • - rasmussen
    • - rasorial
    • - rasp
    • - raspador
    • - raspberry
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.