آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Sand

      sænd sænd sænd

      گذشته‌ی ساده:

      sanded

      شکل سوم:

      sanded

      سوم‌شخص مفرد:

      sands

      وجه وصفی حال:

      sanding

      شکل جمع:

      sands

      معنی sand | جمله با sand

      noun uncountable B1

      ماسه، شن، ریگ

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      There are more stars than there are grains of sand on the earth.

      شمار ستارگان از شمار دانه‌های شن روی کره‌ی زمین بیشتر است.

      The desert is full of sand.

      صحرا پر از شن است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      sand dune

      تل‌ماسه، تپه‌ی شنی

      We played volleyball on the sand.

      ما در ساحل شنی والیبال بازی کردیم.

      The sands are running out.

      لحظات به‌سرعت می‌گذرند.

      He hasn't got sand enough to talk back to his wife.

      جرئت این را ندارد که جواب زنش را بدهد.

      They sand the frozen steps to prevent slipping.

      برای جلوگیری از لیز خوردن، پله‌های یخ‌زده را شن‌پاشی می‌کنند.

      Sand the table down before painting it.

      پیش از رنگ زدن میز را خوب سنباده بزن.

      Sand is mixed with cement.

      ماسه را با سیمان می‌آمیزند.

      verb - transitive

      شن پاشیدن، سنباده زدن، شن‌مال کردن، ریگمال کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sand

      1. noun rock particles
        Synonyms:
        dust powder grit gravel silt debris dirt silica sandy soil arena (med.) detritus sandy loam rock powder ammophilous rock-flour quicksand dune kame warp downs eschar medano os guts backbone burst moxie gumption arenarious arenicolous psammophilous syrtis sabulosity (sandiness) Amandine Aurore Lucie Dupin George Sand Baroness Dudevant
      1. noun the beach
        Synonyms:
        seashore coast seaside seaboard sea bank strand shingle (British) plage (French)
      1. verb rub with sandpaper
        Synonyms:
        sandpaper
      1. adjective
        Synonyms:
        sandy natural tan beige ecru sand beige beach chip desert-sand sabulous arenaceous ammophilous arenicolous acervulus

      سوال‌های رایج sand

      گذشته‌ی ساده sand چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sand در زبان انگلیسی sanded است.

      شکل سوم sand چی میشه؟

      شکل سوم sand در زبان انگلیسی sanded است.

      شکل جمع sand چی میشه؟

      شکل جمع sand در زبان انگلیسی sands است.

      وجه وصفی حال sand چی میشه؟

      وجه وصفی حال sand در زبان انگلیسی sanding است.

      سوم‌شخص مفرد sand چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sand در زبان انگلیسی sands است.

      ارجاع به لغت sand

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sand» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sand

      لغات نزدیک sand

      • - sanctus
      • - sanctus bell
      • - sand
      • - sand dab
      • - sand dollar
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.