آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پاره شدن به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

فعل لازم
فونتیک فارسی / paare shodan /

to be torn, to go to pieces, to be rent, to wear out, to snap, to be cut

to be torn

to go to pieces

to be rent

to wear out

to snap

to be cut

دریده شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

در این پاکت پاره شده است.

The flap of this envelope is torn.

اگر از این کفش‌ها مراقبت نکنی، زود پاره می‌شوند.

These shoes will wear out quickly if you don't take care of them.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت پاره شدن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پاره شدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پاره شدن

لغات نزدیک پاره شدن

پیشنهاد بهبود معانی