آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ مرداد ۱۴۰۵

      Pound

      paʊnd paʊnd

      گذشته‌ی ساده:

      pounded

      شکل سوم:

      pounded

      سوم‌شخص مفرد:

      pounds

      وجه وصفی حال:

      pounding

      شکل جمع:

      pounds

      معنی pound | جمله با pound

      noun countable A2

      پوند (واحد پول با نماد £ یا ₤)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      I saved fifty pounds to buy new shoes.

      برای خرید کفش جدید پنجاه پوند پس‌انداز کردم.

      The hotel charged us three hundred pounds for a night.

      هتل برای یک شب از ما سیصد پوند گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This book costs five pounds.

      قیمت این کتاب پنج پوند است.

      She paid twenty pounds for the dress.

      او بیست پوند برای آن پیراهن پرداخت.

      I have only two pounds in my wallet.

      در کیف پولم فقط دو پوند دارم.

      The coffee is £2 per cup.

      قیمت هر فنجان قهوه ۲ پوند است.

      The price tag shows £50.

      برچسب قیمت ۵۰ پوند را نشان می‌دهد.

      noun countable B2

      پوند (مقیاس وزن با نماد #) (معادل ۰.۴۵۴ کیلوگرم)

      مخفف: lb

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      This bag of flour weighs one pound.

      این کیسه‌ی آرد یک پوند وزن دارد.

      The package is two pounds heavier than I expected.

      بسته دو پوند سنگین‌تر از آنچه انتظار داشتم است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She lost five pounds after changing her diet.

      او بعداز تغییر رژیم غذایی پنج پوند وزن کم کرد.

      He lifted a 100-pound weight at the gym.

      او در باشگاه وزنه‌ای صد پوندی را بلند کرد.

      The scale showed 10 pounds.

      ترازو ده پوند را نشان داد.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی علامت هشتگ (#)

      در انگلیسی بریتانیایی از hash استفاده می‌شود.

      Please press the pound key when prompted.

      لطفاً هنگام درخواست، کلید هشتگ را فشار دهید.

      When dialing, add the extension and then pound.

      هنگام شماره‌گیری، داخلی را وارد کنید و سپس کلید هشتگ را بزنید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The automated system told me to press pound to repeat the menu.

      سیستم خودکار به من گفت برای تکرار منو، کلید هشتگ را فشار دهم.

      verb - intransitive verb - transitive B2

      کوبیدن، با مشت زدن، ضربه زدن، مشت کوبیدن، کوفتن

      They pound rice until it turns into soft flour.

      آن‌ها برنج را می‌کوبند تا تبدیل به آرد نرم شود.

      He pounded with his fist on the table and said, "no, never!"

      مشتش را بر میز کوفت و گفت: «نه، هرگز!»

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The barbarians are pounding at the gates of civilization.

      بربرها بر دروازه‌های تمدن می‌کوبند.

      to pound nails into a board

      به تخته‌ای میخ کوفتن

      Waves pound the beach.

      امواج ساحل را می‌کوبند.

      Our cannons pounded the enemy's positions.

      توپ‌های ما مواضع دشمن را کوبیدند.

      to pound in a mortar

      در هاون کوبیدن

      We must pound some sense into his head.

      بایستی قدری عقل و شعور توی کله‌اش بچپانم.

      Don't pound up the stairs!

      از پله‌ها این‌قدر محکم و پر سر و صدا بالا نرو!

      to pound out a story on the typewriter

      تق‌تق‌کنان با ماشین تحریر حکایت نگاشتن

      to pound out a tune on the piano

      با پیانو دنگ‌دنگ آهنگ نواختن

      noun countable

      خانه‌ی حیوانات گم‌شده

      I found a lost dog and took it to the pound.

      یک سگ گم‌شده پیدا کردم و آن را به خانه‌ی حیوانات گم‌شده بردم.

      They adopted a cat from the pound last weekend.

      آن‌ها آخرهفته‌ی گذشته یک گربه از خانه‌ی حیوانات گم‌شده به سرپرستی گرفتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The pound is open from nine to five on weekdays.

      خانه‌ی حیوانات گم‌شده در روزهای هفته از ساعت نه تا پنج باز است.

      verb - intransitive verb - transitive

      به‌شدت تپیدن، به‌شدت ضربان داشتن، تپ‌تپ کردن

      My heart pounded with fear.

      از ترس قلبم سخت می‌تپید.

      The engine was pounding.

      موتور تپ‌تپ می‌کرد.

      noun countable

      آغل، طویله

      They took the stray dog to the pound.

      آن‌ها سگ ولگرد را به آغل بردند.

      The farmer keeps his sheep in a large pound.

      کشاورز گوسفندانش را در یک آغل بزرگ نگه می‌دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The old pound smelled of hay and manure.

      طویله‌ی قدیمی بوی کاه و کود می‌داد.

      noun countable

      بازداشتگاه، زندان

      After the protest, many demonstrators were held in the pound.

      پس‌از تظاهرات، بسیاری از معترضان در بازداشتگاه نگهداری شدند.

      The pound was overcrowded after the disaster.

      پس‌از فاجعه، زندان بیش از حد شلوغ شده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pound

      1. noun sixteen ounces/.454 kilograms of weight
        Synonyms:
        avoirdupois pint troy
      1. verb crush; beat rhythmically
        Synonyms:
        hit strike beat thump hammer thrash batter buffet pummel clobber wallop pelt pulse pulsate palpitate stomp trample bruise powder pestle pulverize triturate comminute malleate belabor drub
      1. verb impress; make someone listen
        Synonyms:
        stamp drum drive hammer din grave drub
        Antonyms:
        give up

      Phrasal verbs

      pound along (or down or up)

      با قدم‌های سنگین رفتن (بالا یا پایین)

      pound out

      1- کوبیدن و صاف کردن، کوفتن و پهن کردن 2- (پیانو یا ماشین تحریر - با صدای زیاد و تقلا) زدن یا ماشین کردن

      Idioms

      pound one's ear

      (امریکا - عامیانه) خوابیدن

      pound the pavement

      خیابان‌ها را متر کردن، خیابان‌ها را گز کردن، خیابان‌ها را گشتن (معمولاً برای یافتن کار و غیره)

      penny-wise and pound-foolish

      صرفه‌جو یا دقیق در چیزهای کوچک؛ ولی بی‌دقت و ولخرج در چیزهای بزرگ

      کسی که سر مبالغ کم صرفه‌جو است؛ ولی سر مبالغ زیاد احمق

      سوال‌های رایج pound

      گذشته‌ی ساده pound چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pound در زبان انگلیسی pounded است.

      شکل سوم pound چی میشه؟

      شکل سوم pound در زبان انگلیسی pounded است.

      شکل جمع pound چی میشه؟

      شکل جمع pound در زبان انگلیسی pounds است.

      وجه وصفی حال pound چی میشه؟

      وجه وصفی حال pound در زبان انگلیسی pounding است.

      سوم‌شخص مفرد pound چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pound در زبان انگلیسی pounds است.

      ارجاع به لغت pound

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pound» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pound

      لغات نزدیک pound

      • - pounce
      • - pouncet box
      • - pound
      • - pound along (or down or up)
      • - pound key
      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      magnesium miami misadventure MLA exotoxin extrusion fa fired fjord free-living frenemy get involved go histo- hom- ضربان داشتن عددخوانی عددنویسی عموقلی عمیقا عرق کردن عدد مرکب غاز کانادایی غنی‌سازی کره‌ی جنوبی فائق فاطمه فرو کس کمربند سبز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.