آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Pelt

      pelt pelt

      گذشته‌ی ساده:

      pelted

      شکل سوم:

      pelted

      سوم‌شخص مفرد:

      pelts

      وجه وصفی حال:

      pelting

      شکل جمع:

      pelts

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از pelter به‌ جای pelt استفاده کرد.

      معنی pelt | جمله با pelt

      noun verb - transitive verb - intransitive

      پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم‌دار، خام سوز، پوست‌خام، پوست کندن، پوستک، پی‌درپی زدن، پی‌در‌پی ضربت خوردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The girls pelted us with green apples.

      دخترها سیب‌های سبز به ما پرتاب کردند.

      The students started pelting stones.

      دانشجویان شروع کردند به سنگ‌اندازی.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The smith pelted away at his hot iron.

      آهنگر مرتباً آهن گرم را می‌کوبید.

      I listened to the rain pelt and rattle on the tin roof.

      به صدای خوردن و تلق‌تلق باران روی شیروانی گوش دادم.

      Reporters pelted him with questions.

      خبرنگاران او را سؤال‌پیچ کردند.

      They pelted him with ridicule.

      او را مورد تمسخر شدید قرار دادند.

      The whole crowd began pelting to the beach.

      همه‌ی جماعت به طرف ساحل شتافتند.

      I gave him a good pelt on the head with my stick.

      با چوب خود ضربه‌ی جانانه‌ای بر سر او زدم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pelt

      1. noun animal fur
        Synonyms:
        skin hide hair coat wool jacket fell epidermis slough
      1. verb beat; throw hard
        Synonyms:
        strike beat pound throw hard cast hurl sling shoot batter wallop thrash knock swat hammer pummel assail bombard pepper rain shower lapidate stone pour rush charge dash speed tear belabor career

      Collocations

      (at) full pelt

      با سرعت تمام، با شتاب زیاد

      سوال‌های رایج pelt

      گذشته‌ی ساده pelt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pelt در زبان انگلیسی pelted است.

      شکل سوم pelt چی میشه؟

      شکل سوم pelt در زبان انگلیسی pelted است.

      شکل جمع pelt چی میشه؟

      شکل جمع pelt در زبان انگلیسی pelts است.

      وجه وصفی حال pelt چی میشه؟

      وجه وصفی حال pelt در زبان انگلیسی pelting است.

      سوم‌شخص مفرد pelt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pelt در زبان انگلیسی pelts است.

      ارجاع به لغت pelt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pelt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pelt

      لغات نزدیک pelt

      • - pelorus
      • - pelota
      • - pelt
      • - peltast
      • - peltate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.