آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۳

    Hammer

    ˈhæmər ˈhæmə

    گذشته‌ی ساده:

    hammered

    شکل سوم:

    hammered

    سوم‌شخص مفرد:

    hammers

    وجه وصفی حال:

    hammering

    شکل جمع:

    hammers

    معنی hammer | جمله با hammer

    noun verb - transitive verb - intransitive adverb countable B2

    چکش، پتک، چخماق، استخوان چکشی، چکش زدن، کوبیدن، سخت کوشیدن، ضربت زدن

    hammer, چکش، پتک، چخماق، استخوان چکشی، چکش زدن، کوبیدن، سخت کوشیدن، ضربت زدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    He drove in the nails with a big hammer.

    او میخ را با چکش بزرگی می‌کوبید.

    He hammered the nail into the wall.

    او با چکش میخ را به دیوار کوبید.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He hammers horseshoes out of iron.

    او با چکش‌کاری از آهن نعل می‌سازد.

    to hammer an idea into someone's head

    عقیده‌ای را به‌زور وارد سر کسی کردن

    He hammered the table with his fists and demanded his wage.

    او با مشت بر میز می‌کوبید و مزد خود را می‌خواست.

    The secret police would hammer on some doors late at nights.

    شب‌ها دیروقت پلیس مخفی بعضی درها را می‌زد.

    I have been hammering away at this dictionary for three years now.

    اکنون سه سال است که دارم به‌طور مداوم روی این فرهنگ کار می‌کنم.

    He hammered at the government because of the bad economic situation.

    او مدام دولت را به‌دلیل وضع بد اقتصادی می‌کوبید.

    Through weeks of hard work, they succeeded in hammering out a new constitution.

    پس از هفته‌ها کار سخت موفق شدند قانون اساسی تازه‌ای را از کار دربیاورند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hammer

    1. verb beat, hit
      Synonyms:
      hit strike knock defeat trounce clobber wallop whack pound batter pummel thrash drub tap bang whomp make form shape fashion forge drive bear down

    Phrasal verbs

    hammer (away) at

    1- مداوم و با حرارت و اشتیاق کار کردن

    2- مورد تأکید یا اشاره‌ی مکرر قرار دادن

    hammer out

    1- (با چکش کاری) شکل دادن به، ساختن 2- (باچکش زدن) صاف کردن 3- بیرون آوردن (باچکش) 4- به توافق رسیدن

    Idioms

    hammer and tongs

    با تمام نیرو، با شدت تمام

    under the hammer

    در معرض حراج

    سوال‌های رایج hammer

    معنی hammer به فارسی چی میشه؟

    معنی و توضیحات کلمه "Hammer"

    کلمه "hammer" در زبان انگلیسی به معنای "چکش" است. چکش ابزاری است که برای ضربه زدن به اشیاء، مانند میخ یا مواد سخت، مورد استفاده قرار می‌گیرد. چکش‌ها معمولاً از یک دسته و یک سر سنگین تشکیل شده‌اند که معمولاً از فلز ساخته می‌شود. این ابزار در صنایع مختلف، از جمله ساخت و ساز، نجاری، و حتی در هنرهای دستی کاربرد دارد.

    انواع چکش:

    چکش‌ها انواع مختلفی دارند که هر کدام برای کار خاصی طراحی شده‌اند. برخی از انواع متداول چکش شامل:

    1. چکش نجاری (Claw Hammer): این نوع چکش دارای دو سر است که یکی برای ضربه زدن و دیگری برای بیرون آوردن میخ‌ها طراحی شده است.

    2. چکش سنگین (Sledgehammer): این چکش بزرگ و سنگین است و برای کارهای سنگین مانند تخریب استفاده می‌شود.

    3. چکش لاستیکی (Rubber Hammer): این نوع چکش به دلیل سر نرمش، برای جلوگیری از آسیب به اشیاء حساس مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    4. چکش میخ‌کوب (Masonry Hammer): این چکش برای ضربه زدن به آجر و سنگ طراحی شده است و معمولاً دارای دو سر مختلف است.

    نکات جالب درباره چکش:

    1. تاریخچه: استفاده از چکش به دوران باستان بازمی‌گردد. باستان‌شناسان ابزارهای سنگی شبیه به چکش را در آثار تمدن‌های باستانی مانند مصر و بین‌النهرین یافته‌اند.

    2. فیزیک چکش: نیرویی که در هنگام ضربه زدن به کار می‌رود، به جرم و سرعت سر چکش بستگی دارد. هر چه چکش سنگین‌تر و سریع‌تر باشد، نیروی بیشتری به هدف منتقل می‌کند.

    3. ایمنی: هنگام استفاده از چکش، باید از عینک ایمنی و دستکش استفاده کرد تا از آسیب‌های احتمالی جلوگیری شود. چکش‌ها می‌توانند خطرناک باشند، به ویژه اگر به درستی استفاده نشوند.

    4. استفاده‌های غیرمعمول: علاوه بر کاربردهای سنتی، چکش در هنرهای دستی نیز به کار می‌رود. هنرمندان ممکن است از چکش برای شکل‌دهی به فلزات یا سنگ‌ها استفاده کنند.

    5. استفاده در زبان: کلمه "hammer" در زبان انگلیسی همچنین به صورت مجازی در اصطلاحات مختلف به کار می‌رود. مثلاً در عبارت "to hammer out a deal" به معنای تلاش برای رسیدن به توافق است.

    گذشته‌ی ساده hammer چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده hammer در زبان انگلیسی hammered است.

    شکل سوم hammer چی میشه؟

    شکل سوم hammer در زبان انگلیسی hammered است.

    شکل جمع hammer چی میشه؟

    شکل جمع hammer در زبان انگلیسی hammers است.

    وجه وصفی حال hammer چی میشه؟

    وجه وصفی حال hammer در زبان انگلیسی hammering است.

    سوم‌شخص مفرد hammer چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد hammer در زبان انگلیسی hammers است.

    ارجاع به لغت hammer

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «hammer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hammer

    لغات نزدیک hammer

    • - hamlet
    • - hammada
    • - hammer
    • - hammer (away) at
    • - hammer and sickle
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.