در معنای یازدهم همچنین میتوان از driveway بهجای drive استفاده کرد.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
مقصود داشتن، منظور داشتن
فراری دادن، راندن
(حملهی دشمن و غیره را) پس زدن، پس راندن
بیرون راندن، بیرون کردن، دور کردن
وارد کردن، راندن
منظورت چیست؟
(مثلاً هنگام خرید اتومبیل) بهطور آزمایشی راندن
کسی را دیوانه کردن/عاصی کردن
صرفهجویی کردن، کمپین صرفهجویی راه انداختن
تلاش تازه، اقدام جدید، حرکت جدید
بیاحتیاط رانندگی کردن، با بیمبالاتی رانندگی کردن
سخت معامله بودن، اهل چانهزنی و مقاومت بودن، به آسانی معامله نکردن
خیلی چانه زدن، در معامله سختگیری کردن، گذشت نشان ندادن
منظورت چیست؟
1- فهماندن 2- به هدف زدن
1- زدن 2- هدفگیری کردن
دیوانهکردن، از خود بیخود کردن
بیچاره کردن یا شدن، تباه کردن، نابود کردن
(عامیانه) در تنگنا قرار دادن، عاجز کردن، در موقعیت بد قرار دادن
(عامیانه) کاملاً خشمگین کردن، (از شدت خشم یا آزردگی ) بیتابی کردن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «drive» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/drive