آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ بهمن ۱۴۰۳

      Whirl

      wɜːrl wɜːl

      گذشته‌ی ساده:

      whirled

      شکل سوم:

      whirled

      سوم‌شخص مفرد:

      whirls

      وجه وصفی حال:

      whirling

      شکل جمع:

      whirls

      معنی whirl | جمله با whirl

      verb - intransitive

      دور خود چرخیدن، چرخیدن، چرخ زدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      be in a whirl

      (فکر، دهن) پریشان بودن، آشفته بودن

      give something a whirl

      (محاوره) چیزی را امتحان کردن، دستی به چیزی زدن

      verb - intransitive

      به‌سرعت حرکت کردن، به‌سرعت عبور کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      verb - intransitive

      (سر) گیج رفتن، به دوار افتادن

      my mind is still whirling

      هنوز گیج‌گیجی می‌خورم، هنوز گیج و ویجم

      verb - transitive

      دور خود چرخاندن، چرخاندن، (طناب) پیچاندن

      verb - transitive

      به‌سرعت بردن، به‌سرعت عبور دادن

      noun

      چرخش، حرکت دورانی

      noun

      کار سریع، فعالیت شدید

      a whirl of activity

      فعالیت شدید، کار سریع

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد whirl

      1. noun spin, revolution
        Synonyms:
        turn rotation circle roll round revolution twist circulation gyration reel swirl circuit gyre whirlpool flurry surge pirouette circumvolution wheel
      1. noun commotion, confusion
        Synonyms:
        stir ado fuss hubbub tumult uproar agitation confusion hurry rush bustle flurry flutter whirlwind turbulence storm tempest ferment rucktion furor pother moil dither fluster daze clatter hurly-burly merry-go-round round succession series spin
        Antonyms:
        peace calm
      1. noun attempt
        Synonyms:
        try go shot stab crack pop fling slap whack bash
      1. verb spin around
        Synonyms:
        turn rotate revolve spin twirl turn around roll twist circle reel gyrate pivot swirl eddy gyre purl swoosh pirouette wheel
        Antonyms:
        straighten

      سوال‌های رایج whirl

      گذشته‌ی ساده whirl چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده whirl در زبان انگلیسی whirled است.

      شکل سوم whirl چی میشه؟

      شکل سوم whirl در زبان انگلیسی whirled است.

      شکل جمع whirl چی میشه؟

      شکل جمع whirl در زبان انگلیسی whirls است.

      وجه وصفی حال whirl چی میشه؟

      وجه وصفی حال whirl در زبان انگلیسی whirling است.

      سوم‌شخص مفرد whirl چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد whirl در زبان انگلیسی whirls است.

      ارجاع به لغت whirl

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «whirl» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/whirl

      لغات نزدیک whirl

      • - whipworm
      • - whir
      • - whirl
      • - whirler
      • - whirligig
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.