آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ دی ۱۴۰۳

      Circle

      ˈsɜrːkl ˈsɜːkl

      گذشته‌ی ساده:

      circled

      شکل سوم:

      circled

      سوم‌شخص مفرد:

      circles

      وجه وصفی حال:

      circling

      شکل جمع:

      circles

      معنی circle | جمله با circle

      noun countable A2

      حلقه، دایره، مدار، محیط دایره

      circle, حلقه، دایره، مدار، محیط دایره
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      the radius of a circle

      شعاع دایره

      circles inside each other

      دوایر متداخل

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the arctic circle

      دایره‌ی شمالگان، عرض جغرافیایی قطب شمال

      vicious circle

      دایره‌ی خبیثه، دور باطل

      noun

      چنبره، قلمرو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری
      noun

      حلقه‌ی دوستان (و غیره)

      Wherever he went, a circle of admirers surrounded him.

      هرجا می‌رفت حلقه‌ای از دوست‌داران دورش را می‌گرفتند.

      He joined a circle of thieves.

      او در زمره‌ی دزدان در آمد.

      noun countable

      چنبر، محفل، دور، حوزه، طوق، جرگه، آویژگان، دسته، باند

      the circle of 24 hours

      یک دوره‌ی (یا مدت) 24 ساعته

      He is given to reasoning in a circle.

      او عادت به استدلال پرگر دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Alli-Abad Circle

      فلکه‌ی (یا چهار راه) علی‌آباد

      verb - transitive

      دایره کشیدن، (دور چیزی) گشتن، (دور چیزی را) فرا گرفتن، حلقه زدن، احاطه کردن

      The airplane was circling the city.

      هواپیما شهر را دور می‌زد.

      He circled my name with a red pencil.

      او دور اسم من با مداد قرمز دایره کشید.

      verb - intransitive

      حلقه زدن، گشتن دور چیزی، طواف کردن

      The students circled him.

      دانشجویان دور او حلقه زدند.

      The moon circles the earth.

      ماه دور زمین می‌گردد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He circled the mausoleum three times.

      سه بار دور مقبره چرخید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد circle

      1. noun orb, loop, round figure
        Synonyms:
        round ring band circuit cycle globe sphere halo crown aureole disc disk compass wheel orbit record lap coil vortex bracelet hoop wreath tire belt circlet perimeter periphery ecliptic equator meridian zodiac revolution turn full turn stadium circus cirque bowl enclosure colure parallel of latitude horizon amphitheater
      1. noun group of close friends, associates
        Synonyms:
        friends companions associates company group crowd bunch gang crew club set ring party mob lot class school clique coterie cronies intimates comrades posse outfit in-group insiders clan fraternity sorority society cabal camarilla camp crush mafia assembly
      1. verb go around, circumnavigate
        Synonyms:
        go around surround encircle encompass enclose wind about circulate revolve rotate roll tour compass wheel gyrate whirl curve loop embrace ring hem in gird girdle coil spiral envelop round circumnavigate pivot mill around circumscribe ensphere circumduct cincture belt begird gyre

      Collocations

      draw a circle (or trace a circle)

      دایره کشیدن، دایره رسم کردن

      form a circle

      حلقه زدن، دایره تشکیل دادن

      Idioms

      come full circle

      (پس از تغییرات زیاد) به وضع پیشین بازگشتن

      going around in circles

      (عامیانه) تکرار مکررات کردن، (پس از زحمت) دوباره به همان جای اول رسیدن

      running around in circles

      (عامیانه) سگ دو زدن، بیهوده تقلا کردن

      لغات هم‌خانواده circle

      noun
      circle, semicircle, circulation
      adjective
      circular, semicircular, circulatory
      verb - transitive
      circle, circulate

      سوال‌های رایج circle

      معنی circle به فارسی چی میشه؟

      واژه "circle" در زبان انگلیسی به معنای "دایره" است و یکی از اشکال هندسی بنیادی به شمار می‌رود. دایره به مجموعه‌ای از نقاط اطلاق می‌شود که در یک فاصله مشخص از یک نقطه مرکزی قرار دارند. این شکل هندسی به دلیل ویژگی‌های خاص خود همواره مورد توجه ریاضیدانان، هنرمندان و دانشمندان بوده است.

      یکی از نکات جالب در مورد دایره این است که دارای تقارن کامل است. هر خطی که از مرکز دایره به هر نقطه بر روی محیط دایره کشیده شود، آن را به دو نیمه مساوی تقسیم می‌کند. این ویژگی باعث می‌شود دایره در بسیاری از زمینه‌ها مورد استفاده قرار گیرد، از جمله در طراحی، معماری و هنر.

      دایره همچنین در طبیعت و در علوم مختلف به وفور یافت می‌شود. به عنوان مثال، سیارات در منظومه شمسی به صورت دایره‌ای به دور خورشید می‌چرخند و یا در زیست‌شناسی، سلول‌ها معمولاً به شکل دایره‌ای هستند. این اشکال به دلیل کمترین سطح برای حجم معین، در طبیعت به طور طبیعی شکل می‌گیرند.

      از نظر ریاضی، دایره به عنوان یک شکل ساده، پایه بسیاری از محاسبات و فرمول‌ها در هندسه و تحلیل استفاده می‌شود. این شکل در مباحث مختلفی چون معادلات دایره‌ای و هندسه تحلیلی بسیار مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین، دایره به عنوان نمادی از کمال و بی‌نهایت در فرهنگ‌های مختلف شناخته می‌شود.

      در هنر و طراحی، دایره به عنوان یک عنصر بصری جذاب مورد استفاده قرار می‌گیرد. طراحان و هنرمندان از دایره برای ایجاد تعادل و هماهنگی در آثار خود بهره می‌برند. به عنوان مثال، در طراحی لوگوها و نشانه‌ها، دایره‌ها به ایجاد حس نزدیکی و یکپارچگی کمک می‌کنند.

      دایره همچنین در زندگی روزمره ما نیز حضور دارد. از ساعت‌های دیواری و چرخه‌های زندگی گرفته تا طراحی‌های داخلی و مبلمان، دایره به عنوان یک عنصر کلیدی در روزمرگی انسان‌ها به کار می‌رود. این شکل هندسی به ما کمک می‌کند تا فضا را بهتر سازمان‌دهی کنیم و حس آرامش و راحتی را در محیط‌های زندگی‌مان ایجاد کنیم.

      گذشته‌ی ساده circle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده circle در زبان انگلیسی circled است.

      شکل سوم circle چی میشه؟

      شکل سوم circle در زبان انگلیسی circled است.

      شکل جمع circle چی میشه؟

      شکل جمع circle در زبان انگلیسی circles است.

      وجه وصفی حال circle چی میشه؟

      وجه وصفی حال circle در زبان انگلیسی circling است.

      سوم‌شخص مفرد circle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد circle در زبان انگلیسی circles است.

      ارجاع به لغت circle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «circle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/circle

      لغات نزدیک circle

      • - circinate
      • - circinus
      • - circle
      • - circle back
      • - circle jerk
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cerebrum Elliot taiga output message reticence pinchbeck retool relativity relativity of knowledge repetition referee recoverable catchy recreation شعله‌ور مذکور به طور جدی به طور خاص بودجه بیرون رفتن تاسیس تهییج کردن جاذبه جواز دندان سایی تفنن رضوان رطوبت مشروعیت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.