گذشتهی ساده:
circledشکل سوم:
circledسومشخص مفرد:
circlesوجه وصفی حال:
circlingشکل جمع:
circlesهندسه دایره
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
In geometry, understanding the properties of a circle, such as its radius and circumference, is fundamental for solving complex spatial problems.
در هندسه، درک ویژگیهای یک دایره مانند شعاع و محیط آن برای حل مسائل فضایی پیچیده اساسی است.
My little brother drew a perfect circle with his compass for his art project.
برادر کوچکم با پرگارش یک دایرهی کامل برای پروژهی هنریاش کشید.
the radius of a circle
شعاع دایره
circles inside each other
دوایر متداخل
the arctic circle
دایرهی شمالگان، عرض جغرافیایی قطب شمال
vicious circle
دایرهی خبیثه، دور باطل
He is given to reasoning in a circle.
او عادت به استدلال پرگر دارد.
جمع، محفل، حلقه (دوستان و غیره)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Participating in a professional circle can significantly enhance networking opportunities and facilitate knowledge exchange among peers.
شرکت در یک جمع حرفهای میتواند بهطور قابل توجهی فرصتهای شبکهسازی را افزایش داده و تبادل دانش را بین همکاران تسهیل کند.
Wherever he went, a circle of admirers surrounded him.
هرجا میرفت حلقهای از دوستداران دورش را میگرفتند.
He joined a circle of thieves.
او به جمع دزدان پیوست.
دور زدن، چرخ زدن، دور چیزی چرخیدن، دور چیزی گشتن، طواف کردن
Many species of migratory birds are observed to circle high above their breeding grounds before descending.
مشاهده میشود که بسیاری از گونههای پرندگان مهاجر قبلاز فرود آمدن، در ارتفاع بالایی بر فراز زیستگاههای تولیدمثل خود دور میزنند.
The moon circles the earth.
ماه دور زمین میگردد.
He circled the mausoleum three times.
سهبار دور مقبره چرخید.
The airplane was circling the city.
هواپیما شهر را دور میزد.
دایره کشیدن، دور چیزی خط کشیدن
Candidates should carefully read the instructions and circle the correct option on the answer sheet for each multiple-choice question.
داوطلبان باید دستورالعملها را با دقت بخوانند و گزینهی صحیح را در پاسخنامه برای هر سوال چندگزینهای دایره بکشند.
He circled my name with a red pencil.
او دور اسم من با مداد قرمز دایره کشید.
بهصورت دایرهای چیدن، بهصورت دایرهای قرار دادن
During the archaeological dig, the team discovered a series of ancient stones that appear to have been deliberately circled around a central altar.
در طول کاوش باستانشناسی، تیم مجموعهای از سنگهای باستانی را کشف کرد که به نظر میرسد عمداً بهصورت دایرهای در اطراف یک محراب مرکزی چیده شدهاند.
The kids loved to circle their toys around the blanket during playtime, pretending it was a secret fort.
بچهها دوست داشتند اسباببازیهای خود را بهصورت دایرهای دور پتو بچینند و وانمود میکردند که یک قلعهی مخفی است.
پیچاندن (برای فرار از موضوع خود)
The essay prompt required a precise analysis, yet the student chose to circle around the main arguments, failing to present a focused thesis.
موضوع مقاله نیاز به تحلیل دقیق داشت، اما دانشجو تصمیم گرفت دور استدلالهای اصلی بپیچاند و نتوانست تز متمرکزی ارائه دهد.
Whenever I ask him about his plans, he always starts to circle, and I can never get a straight answer.
هروقت از او در مورد برنامههایش میپرسم، همیشه شروع به پیچاندن میکند و من هرگز نمیتوانم پاسخ مستقیمی بگیرم.
حلقه، هاله
In the study of celestial mechanics, a planet's orbit is often approximated as a circle for simplified calculations.
در مطالعهی مکانیک سماوی، مدار یک سیاره اغلب برای محاسبات سادهشده بهعنوان یک حلقه تقریب زده میشود.
The diagram clearly depicts the moon's halo as a luminous circle surrounding its periphery.
نمودار بهوضوح هالهی ماه را بهصورت یک حلقهی درخشان در اطراف محیط آن نشان میدهد.
قلمرو، حوزه
Expanding the circle of eligible candidates for the scholarship would significantly enhance diversity within the program.
گسترش قلمروی کاندیداهای واجد شرایط برای بورسیهی تحصیلی، تنوع را در برنامه بهطور قابل توجهی افزایش میدهد.
We need to make sure our decisions consider the entire circle of people affected.
ما باید مطمئن شویم که تصمیماتمان تمام قلمروی افراد متاثر را در نظر میگیرد.
نیمتاج
The intricate gold circle worn by the empress was a symbol of her imperial authority and divine right to rule.
نیمتاج طلایی پیچیده که امپراتور بر سر داشت، نمادی از اقتدار امپراتوری و حق الهی او برای حکومت بود.
The queen wore a stunning jewel-encrusted circle for her coronation.
ملکه برای مراسم تاجگذاری خود یک نیمتاج خیرهکنندهی مزین به جواهرات بر سر داشت.
سینما و تئاتر ردیف صندلیهای بالکن
Attendees for the evening's theatrical performance are advised to check their ticket for seating assignments, particularly those located in the upper circle.
به شرکتکنندگان در نمایش تئاتر امشب توصیه میشود برای تعیین صندلی خود، بهویژه آنهایی که در ردیف صندلیهای بالکن بالا قرار دارند، بلیت خود را بررسی کنند.
We managed to get some last-minute tickets for the play, but they were right up in the circle.
ما موفق شدیم چند بلیت لحظهی آخری برای نمایش گیر بیاوریم، اما آنها درست در ردیف صندلیهای بالکن بالا بودند.
فلکه، میدان
Drivers should exercise caution when approaching the large circle at the city's main intersection, as it is a high-traffic area.
رانندگان باید هنگام نزدیک شدن به فلکهی بزرگ در تقاطع اصلی شهر احتیاط کنند؛ زیرا منطقهی پرترددی است.
Let's meet at the big circle near the park entrance; it's easy to find.
بیایید سر فلکهی بزرگ نزدیک ورودی پارک همدیگر را ببینیم؛ پیدا کردنش آسان است.
Alli-Abad Circle
میدان علیآباد
چرخه، دوره
The agricultural sector often experiences a recurring circle of boom and bust, influenced by global market demand and climate patterns.
بخش کشاورزی اغلب یک چرخهی تکراری رونق و رکود را تجربه میکند که تحتتأثیر تقاضای بازار جهانی و الگوهای آبوهوایی است.
the circle of 24 hours
یک دورهی ۲۴ ساعته
The documentary explored the circle of life in the rainforest, showing how different species depend on each other.
مستند چرخهی زندگی در جنگلهای بارانی را بررسی کرد و نشان داد که چگونه گونههای مختلف به یکدیگر وابسته هستند.
بخش (تقسیمبندی یا ناحیهی سرزمینی یا اداری)
The city council proposed a new zoning plan that would create several distinct administrative circles within the metropolitan area.
شورای شهر یک طرح منطقهبندی جدید را پیشنهاد کرد که چندین بخش اداری متمایز را در منطقهی کلانشهری ایجاد میکند.
The new community center will serve everyone in our immediate residential circle.
مرکز اجتماعی جدید به همهی افراد در بخش مسکونی نزدیک ما خدمات خواهد داد.
خیابان فرعی منحنی
The urban planning proposal includes a new residential area where several houses are situated along a quiet circle, designed to minimize through traffic.
پیشنهاد برنامهریزی شهری شامل یک منطقه مسکونی جدید است که در آن چندین خانه در امتداد یک خیابان فرعی منحنی آرام قرار گرفتهاند که برای به حداقل رساندن ترافیک عبوری طراحی شده است.
Our new house is at the end of a quiet circle, so there's hardly any traffic.
خانهی جدید ما در انتهای یک خیابان فرعی منحنی آرام است؛ بنابراین تقریباً هیچ ترافیکی وجود ندارد.
حلقه زدن، احاطه کردن، محصور کردن
The students circled him.
دانشجویان دور او حلقه زدند.
The proposed urban development plan suggests a green belt designed to circle the residential areas.
طرح توسعهی شهری پیشنهادی، یک کمربند سبز را طراحی میکند تا مناطق مسکونی را احاطه کند.
We decided to circle the table so everyone could see the map clearly and discuss the hiking route.
ما تصمیم گرفتیم دور میز حلقه بزنیم تا همه بتوانند نقشه را بهوضوح ببینند و دربارهی مسیر پیادهروی بحث کنند.
چرخیدن، دستبهدست شدن
In many developing nations, traditional farming methods continue to circle from generation to generation, impacting agricultural productivity.
در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، روشهای سنتی کشاورزی همچنان از نسلی به نسل دیگر میچرخند و بر بهرهوری کشاورزی تأثیر میگذارند.
The rumor about the new company policy started to circle around the office almost immediately.
شایعهی مربوط به سیاست جدید شرکت تقریباً بلافاصله در اطراف دفتر شروع به چرخیدن کرد.
بهصورت دایره چرخیدن (قبلاز حمله کردن)
The hawk continued to circle its prey, observing for the opportune moment to strike.
شاهین به چرخیدن به دور شکار خود ادامه داد و منتظر لحظهی مناسب برای حمله بود.
I saw a huge bird of prey circle high above the field, probably looking for a mouse or rabbit.
پرندهی شکاری بزرگی را دیدم که در ارتفاع بالا در بالای مزرعه میچرخید که احتمالاً بهدنبال موش یا خرگوش بود.
draw a circle (or trace a circle)
دایره کشیدن، دایره رسم کردن
حلقه زدن، دایره تشکیل دادن
1- (در هندسهی اقلیدسی غیرممکن است) دایره را تربیع کردن 2- کار ظاهراً غیرممکن را انجام دادن، به کار غیرممکن پرداختن
دایره دوستان
(پس از تغییرات زیاد) به وضع پیشین بازگشتن
(عامیانه) تکرار مکررات کردن، (پس از زحمت) دوباره به همان جای اول رسیدن
(عامیانه) سگ دو زدن، بیهوده تقلا کردن
1- (در هندسهی اقلیدسی غیرممکن است) دایره را تربیع کردن 2- کار ظاهراً غیرممکن را انجام دادن، به کار غیرممکن پرداختن
(دوباره به موضوعی یا جایی) برگشتن، بازگشتن، پرداختن
واژه "circle" در زبان انگلیسی به معنای "دایره" است و یکی از اشکال هندسی بنیادی به شمار میرود. دایره به مجموعهای از نقاط اطلاق میشود که در یک فاصله مشخص از یک نقطه مرکزی قرار دارند. این شکل هندسی به دلیل ویژگیهای خاص خود همواره مورد توجه ریاضیدانان، هنرمندان و دانشمندان بوده است.
یکی از نکات جالب در مورد دایره این است که دارای تقارن کامل است. هر خطی که از مرکز دایره به هر نقطه بر روی محیط دایره کشیده شود، آن را به دو نیمه مساوی تقسیم میکند. این ویژگی باعث میشود دایره در بسیاری از زمینهها مورد استفاده قرار گیرد، از جمله در طراحی، معماری و هنر.
دایره همچنین در طبیعت و در علوم مختلف به وفور یافت میشود. به عنوان مثال، سیارات در منظومه شمسی به صورت دایرهای به دور خورشید میچرخند و یا در زیستشناسی، سلولها معمولاً به شکل دایرهای هستند. این اشکال به دلیل کمترین سطح برای حجم معین، در طبیعت به طور طبیعی شکل میگیرند.
از نظر ریاضی، دایره به عنوان یک شکل ساده، پایه بسیاری از محاسبات و فرمولها در هندسه و تحلیل استفاده میشود. این شکل در مباحث مختلفی چون معادلات دایرهای و هندسه تحلیلی بسیار مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین، دایره به عنوان نمادی از کمال و بینهایت در فرهنگهای مختلف شناخته میشود.
در هنر و طراحی، دایره به عنوان یک عنصر بصری جذاب مورد استفاده قرار میگیرد. طراحان و هنرمندان از دایره برای ایجاد تعادل و هماهنگی در آثار خود بهره میبرند. به عنوان مثال، در طراحی لوگوها و نشانهها، دایرهها به ایجاد حس نزدیکی و یکپارچگی کمک میکنند.
دایره همچنین در زندگی روزمره ما نیز حضور دارد. از ساعتهای دیواری و چرخههای زندگی گرفته تا طراحیهای داخلی و مبلمان، دایره به عنوان یک عنصر کلیدی در روزمرگی انسانها به کار میرود. این شکل هندسی به ما کمک میکند تا فضا را بهتر سازماندهی کنیم و حس آرامش و راحتی را در محیطهای زندگیمان ایجاد کنیم.
گذشتهی ساده circle در زبان انگلیسی circled است.
شکل سوم circle در زبان انگلیسی circled است.
شکل جمع circle در زبان انگلیسی circles است.
وجه وصفی حال circle در زبان انگلیسی circling است.
سومشخص مفرد circle در زبان انگلیسی circles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «circle» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/circle