آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ دی ۱۴۰۲

      Go Around

      ɡoʊ əˈraʊnd ɡəʊ əˈraʊnd

      شکل جمع:

      go-arounds

      توضیحات:

      شکل نوشتاری این لغت در انگلیسی بریتانیایی: go round

      شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (noun): go-around

      معنی go around | جمله با go around

      phrasal verb verb - intransitive

      چرخیدن، گردیدن (مثل چرخ)

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The car tires started to go around faster as we accelerated.

      وقتی گاز دادیم لاستیک‌های ماشین با سرعت بیشتری شروع به چرخیدن کردند.

      I need to fix the fan in my room as it doesn't go round anymore.

      باید پنکه‌ی اتاقم را تعمیر کنم چون دیگر نمی‌چرخد.

      phrasal verb verb - intransitive

      به همه رسیدن، برای همه کافی بودن (به ویژه در مورد غذا و خوراکی برای پخش در بین گروه دوستان)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      I hope there is enough food to go round.

      امیدوارم غذای کافی به همه برسد.

      There was more than enough chocolate to go around.

      شکلات بیش از نیاز برای برای همه کافی است.

      phrasal verb verb - intransitive

      به رفتاری ادامه دادن (رفتار نادرست)

      He can't go round being rude to people.

      او نباید به رفتار بی‌ادبی‌اش با مردم ادامه دهد.

      She was going round looking for a fight.

      او به رفتار دعوایی بودنش ادامه می‌داد.

      phrasal verb verb - intransitive

      به دیدن کسی رفتن، به کسی سر زدن (در خانه‌ی آن شخص)

      I'll go round later and see how she is.

      بعداً به دیدنش می‌روم تا ببینم حالش چطور است.

      Let's go round to Sarah's house.

      بیا بریم خونه‌ی سارا.

      phrasal verb verb - intransitive

      پخش شدن، دهان به دهان گشتن، شایع شدن، سر زبان‌ها افتادن (شایعه و غیره)، شیوع پیدا کردن، شایع شدن (بیماری و غیره)

      There's a rumour going round the village.

      شایعه‌ای در روستا دهان به دهان می‌گردد.

      This virus has been going round for days.

      این ویروس چند روزی است که دارد شیوع پیدا می‌کند.

      phrasal verb verb - intransitive

      این‌ور و آن‌ور رفتن، گشتن، این‌جا و آن‌جا سر زدن

      It's always fun to go around a new city.

      این‌ور و آن‌ور رفتن در یک شهر جدید همیشه سرگرم‌کننده است.

      Let's go round the museum.

      بیا موزه رو بگردیم.

      noun countable informal

      کشمکش، مشاجره

      The go-around between the two politicians escalated quickly.

      کشمکش بین این دو سیاستمدار به‌سرعت بالا گرفت.

      The go-around between the coach and the player became physical.

      مشاجره‌ی بین مربی و بازیکن فیزیکی شد.

      noun countable

      دور

      Due to heavy traffic, the car had to make a go-around and find an alternative route.

      به دلیل ترافیک سنگین، خودرو مجبور به دور زدن و یافتن مسیر جایگزین شد.

      The pilot initiated a go-around after receiving a warning from the control tower.

      خلبان پس از دریافت اخطار از برج مراقبت شروع به دور زدن کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج go around

      شکل جمع go around چی میشه؟

      شکل جمع go around در زبان انگلیسی go-arounds است.

      ارجاع به لغت go around

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «go around» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/go-around-2

      لغات نزدیک go around

      • - go along with a view
      • - go along with an idea
      • - go around
      • - go astray
      • - go at
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.