آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴

    خاموش به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / khaamoosh /

    off, turned off, switched off

    off

    turned off

    switched off

    بی‌نور، بی‌فروغ

    برای صرفه‌جویی بخاری‌ها را خاموش کردند.

    They switched off the heaters as an economy measure.

    آتشفشان خاموش (غیرفعال)

    a dead volcano

    صفت
    فونتیک فارسی / khaamoosh /

    quiet, silent, quiescent, mute, speechless, still, dormant, slumberous, dumb, tight lipped, mum, soundless, quietly, dead, inarticulate, extinct

    quiet

    silent

    quiescent

    mute

    speechless

    still

    dormant

    slumberous

    dumb

    tight lipped

    mum

    soundless

    quietly

    dead

    inarticulate

    extinct

    ساکت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    چرا خاموش هستی؟

    why are you quiet?

    خاموش نشستم.

    I sat quietly.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد خاموش

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بی‌فروغ بی نور
    متضاد:
    شلوغ
    مترادف:
    خموش ساکت صامت هش
    متضاد:
    آرام کم‌حرف بی‌صدا

    سوال‌های رایج خاموش

    خاموش به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «خاموش» در زبان انگلیسی به off، silent یا inactive ترجمه می‌شود؛ بسته به بافت جمله، واژه‌هایی مانند mute، extinguished یا calm نیز ممکن است به‌عنوان معادل مناسب به کار روند.

    خاموش، مفهومی است که هم در حوزه‌ی فنی و تکنولوژیک معنا دارد، هم در عرصه‌های احساسی، اجتماعی و حتی فلسفی. از دیدگاه ساده‌ی روزمره، خاموش بودن به معنای قطع عملکرد یک وسیله یا پایان یافتن یک فعالیت است. مثلاً وقتی می‌گوییم «چراغ خاموش است»، یعنی منبع نوری فعال نیست. اما فراتر از این کاربردهای سطحی، واژه‌ی خاموش بار معنایی عمیق‌تری دارد که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.

    در فناوری و ابزارهای الکترونیکی، خاموش به معنای غیرفعال شدن یا متوقف شدن کار دستگاه است. دکمه‌ی «off» روی کنترل تلویزیون، یا گزینه‌ی «shut down» در رایانه‌ها، نمونه‌هایی از کاربرد این مفهوم‌اند. خاموش بودن گاه به معنای حفظ انرژی، جلوگیری از آسیب یا آماده‌سازی برای تعمیر است. همچنین در دستگاه‌های صوتی، خاموشی ممکن است به معنای بی‌صدا کردن (mute) باشد که نوعی مدیریت بر شدت تأثیرپذیری کاربر از محیط است.

    از منظر انسانی و احساسی، خاموش بودن ممکن است به حالتی از درون‌گرایی یا انفعال اشاره داشته باشد. فردی که «خاموش» توصیف می‌شود، ممکن است کم‌حرف، گوشه‌گیر یا درون‌نگر باشد. این سکوت می‌تواند معنادار و هوشمندانه باشد یا ناشی از خستگی، دلگیری یا حتی بی‌تفاوتی. خاموشی در روابط اجتماعی گاهی نشان از خشم فروخورده، گاه نشانه‌ی احترام و تأمل، و گاه بیانگر نوعی نادیده‌گیری حساب‌شده است.

    در ادبیات و هنر، خاموشی اغلب با سکوت، مرگ، آرامش یا گذر زمان پیوند دارد. شاعران، نویسندگان و نقاشان از «خاموشی» برای توصیف لحظات پایانی زندگی، شب، یا لحظات مراقبه و تنهایی استفاده می‌کنند. «شعله‌ی خاموش» می‌تواند نمادی از پایان عشق یا از بین رفتن امید باشد. در عین حال، خاموشی ممکن است بستری برای شروع دوباره باشد؛ خاموش کردن موتور یک ماشین، گاه پیش‌درآمدی برای روشن کردن مجدد آن با قدرتی بیشتر است.

    خاموش نه‌تنها یک واژه‌ی کاربردی و فنی است، بلکه بار معنایی فرهنگی و روان‌شناختی قابل توجهی دارد. در دنیایی پر از سر و صدا، خاموشی می‌تواند یک موهبت باشد؛ فرصتی برای بازگشت به درون، برای اندیشیدن، و برای دور شدن از هیاهو. خاموشی گاهی فریاد بی‌صدایی است که باید با دقت و احترام شنیده شود.

    ارجاع به لغت خاموش

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «خاموش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خاموش

    لغات نزدیک خاموش

    • - خامسوز
    • - خاموت
    • - خاموش
    • - خاموش باش
    • - خاموش ساز
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.