آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ آبان ۱۴۰۴

      God

      ɡɑːd ɡɒd

      گذشته‌ی ساده:

      godded

      شکل سوم:

      godded

      سوم‌شخص مفرد:

      gods

      وجه وصفی حال:

      godding

      شکل جمع:

      gods

      معنی god | جمله با god

      noun countable B2

      خدا، ایزد، رب‌النوع

      Mars was the Greek god of war.

      مارس نام خدای جنگ یونانیان بود.

      People have worshipped various gods throughout history.

      مردم در طول تاریخ خدایان مختلفی را پرستش کرده‌اند.

      noun countable

      مجازی خدا، معبود، بت (شخص یا چیزی که برای فرد بسیار مهم است؛ آن را بسیار تحسین می‌کند و به‌شدت بر او تأثیر می‌گذارد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Money is his god.

      خدای او پول است.

      My dad is my god.

      پدرم معبود من است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Music was his god.

      موسیقی بت او بود.

      noun plural informal

      انگلیسی بریتانیایی سینما و تئاتر (the gods) صندلی‌های بالکن

      The gods were filled with excited theatregoers.

      صندلی‌های بالکن مملو از تماشاگران هیجان‌زده بود.

      The gods were reserved.

      صندلی‌های بالکن رزرو شده بود.

      noun singular A2

      دین (God) خداوند، خدا، پروردگار، یزدان

      People find solace in their faith in God.

      مردم در ایمانشان به خداوند آرامش می‌یابند.

      God is omnipotent.

      خدا قادر مطلق است.

      verb - transitive

      پرستیدن، خدا دانستن

      The ancient tribe would god their chief.

      این قبیله‌ی باستانی رئیسشان را می‌پرستیدند.

      As a child, he would god his father.

      در کودکی پدرش را خدا می‌دانست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد god

      1. noun supernatural being worshipped by people
        Synonyms:
        god lord creator almighty father deity Divine Being jehovah allah master maker King of Kings spirit power divinity idol demon daemon Holy Spirit holiness numen demigod Absolute Being Infinite Spirit All Powerful All Knowing Yahweh providence tutelary totem prime mover Jah supernatural being universal life force world spirit

      Collocations

      for god's sake

      ترا به خدا، به‌خاطر خدا

      god's acre

      محوطه کلیسا

      man proposes, god disposes

      انسان درخواست می‌کند و خدا می‌بخشد.

      please god

      1- ان‌شاءالله، اگر خدا بخواهد 2- خدایا

      Idioms

      god awful

      بسیار بد، تنفرانگیز

      god forbid

      خدا نکند

      god helps those who help themselves

      از تو حرکت از خدا برکت

      خداوند به کسانی کمک می‌کند که در فکر کمک به خود هستند.

      god willing

      اگر خدا بخواهد، ان‌شاءالله، اگر قسمت باشد، به خواست خدا، امید به خدا

      with god

      ظل توجه خداوند، متوفی

      Idioms بیشتر

      put the fear of god into (somebody)

      (کسی را) حسابی ترساندن

      so help me (god)

      (به خدا) قسم، سوگند می‌خورم (به خدا)

      honest-to-god

      درست‌وحسابی، کاملاً، واقعی، حقیقی

      honest to god (or goodness)

      به خدا، راستی، به خدا قسم، والله

      heaven knows! (or god knows!)

      خدا می‌داند!

      (god) save the mark!

      (ندا - حاکی از شگفتی توام با تمسخر یا تحقیر یا کنایه) نه بابا!، خدا به داد برسد!

      praise be (to god)

      خدا را شکر

      man proposes, but god disposes

      انسان خواستار است؛ ولی خداوند اعطاگر است

      for god's (or heaven's or pete's) sake!

      تو را به خدا!

      so help me god!

      (در سوگند و غیره) به خدا قسم!

      walk with god

      با پارسایی زیستن

      سوال‌های رایج god

      گذشته‌ی ساده god چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده god در زبان انگلیسی godded است.

      شکل سوم god چی میشه؟

      شکل سوم god در زبان انگلیسی godded است.

      شکل جمع god چی میشه؟

      شکل جمع god در زبان انگلیسی gods است.

      وجه وصفی حال god چی میشه؟

      وجه وصفی حال god در زبان انگلیسی godding است.

      سوم‌شخص مفرد god چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد god در زبان انگلیسی gods است.

      ارجاع به لغت god

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «god» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/god

      لغات نزدیک god

      • - gobo
      • - goby
      • - god
      • - god awful
      • - god forbid
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.