آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ خرداد ۱۴۰۴

      Lord

      lɔːrd lɔːrd lɔːd

      گذشته‌ی ساده:

      lorded

      شکل سوم:

      lorded

      سوم‌شخص مفرد:

      lords

      وجه وصفی حال:

      lording

      شکل جمع:

      lords

      معنی lord | جمله با lord

      noun countable B2

      ارباب، سید، مالک، صاحب، شاهزاده، سرور، فرمانروا، فرمانفرما، صاحب اختیار

      our late sovereign lord

      سرور شاهوار و فقید ما

      lord of a few acres

      مالک چند جریب زمین

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Dinner is ready, my Lord.

      سرورم، شام حاضر است.

      noun countable

      خدا، ایزد، خداوندگار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      the Lord is my shepherd ...

      خداوند شبان من است ...

      noun countable

      (قدیمی یا به شوخی) شوهر

      noun countable

      عیسی مسیح

      noun countable

      (انگلیس) لرد، عضو مجلس لردان

      Lord Byron

      لرد بایرون

      noun countable

      (حرف ندا به نشان شگفتی یا رنجش) خدایا!، عجب!

      verb - intransitive

      مانند لرد رفتار کردن، عنوان لردی دادن به، شکوهیدن، (نادر) به مقام لردی رساندن، لرد کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lord

      1. noun master
        Synonyms:
        leader ruler commander governor superior captain king monarch prince sovereign liege overlord seigneur potentate aristocrat noble nobleman peer magnate baron count earl viscount marquis duke patrician royalty bishop parliamentarian don old man dad man upstairs commandant

      Collocations

      the lords

      (انگلیس) مجلس لردان، مجلس اعیان

      Idioms

      lord it (over)

      با قلدری یا غرور رفتار کردن، سلطه‌گری کردن، آقابالا سری کردن

      سوال‌های رایج lord

      معنی lord به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «lord» در زبان فارسی به «ارباب»، «خداوند» یا «لرد» ترجمه می‌شود، بسته به زمینه‌ی استفاده.

      واژه‌ی «lord» از جمله اصطلاحاتی است که بار معنایی و کاربردهای متفاوتی در زمینه‌های تاریخی، دینی، اجتماعی و فرهنگی دارد. در زبان انگلیسی، این واژه در بسیاری از متون رسمی، مذهبی، تاریخی و ادبی دیده می‌شود و معمولاً جایگاه یا منزلت بالایی را نشان می‌دهد. در فارسی، معادل دقیق آن بسته به بافت جمله ممکن است متفاوت باشد؛ گاه به معنای مالک یا ارباب یک زمین یا منطقه، گاه به معنای خداوند در متون مذهبی، و گاه به‌عنوان عنوان اشرافی در فرهنگ بریتانیا به کار می‌رود.

      در بستر تاریخی و فئودالی، «lord» به شخصی اطلاق می‌شد که مالک زمین‌ها و رعایا بود و قدرت سیاسی و اقتصادی قابل‌توجهی در محدوده‌ی خود داشت. این نوع اربابان، بخشی از نظام طبقاتی جوامع قرون وسطایی بودند و در ازای وفاداری رعایا، از آن‌ها حمایت نظامی یا اقتصادی می‌کردند. در آن زمان، واژه‌ی «lord» نه‌فقط جایگاه اقتصادی، بلکه موقعیت سیاسی و گاه قضایی افراد را نیز تعریف می‌کرد و تفاوتی بنیادین میان طبقات اجتماعی ایجاد می‌نمود.

      در سنت مسیحی و متون مذهبی انگلیسی‌زبان، واژه‌ی «Lord» (با حرف بزرگ آغازین) به معنای «خداوند» است و غالباً برای اشاره به خدا یا عیسی مسیح به کار می‌رود. در ترجمه‌های کتاب مقدس، این واژه با حروف بزرگ نوشته می‌شود تا وجه الهی و متعالی آن مورد تأکید قرار گیرد. در این معنا، «Lord» نشانگر قدرت مطلق، عدالت، رحمت و حضور قدسی است. در ادیان توحیدی دیگر، همچون اسلام، واژه‌هایی چون «پروردگار» یا «خداوند» معادل مناسبی برای این کاربرد محسوب می‌شوند.

      در فرهنگ بریتانیا، «Lord» یک عنوان اشرافی است که به اعضای طبقه‌ی نجیب‌زادگان اعطا می‌شود. این عنوان ممکن است به‌صورت موروثی یا از طریق انتصاب سلطنتی به فرد داده شود. افراد دارای عنوان «لرد» معمولاً عضو مجلس اعیان (House of Lords) در پارلمان بریتانیا هستند و در حوزه‌های سیاسی، قضایی یا اجتماعی نقش دارند. عنوان‌هایی مانند «Lord Chancellor» یا «Lord Mayor» نیز در نظام حکومتی بریتانیا رایج‌اند و نمایانگر مقام رسمی هستند.

      از منظر ادبی و فرهنگی، واژه‌ی «lord» در آثار کلاسیک ادبیات انگلیسی و اروپایی اغلب برای شخصیت‌هایی با شأن و قدرت بالا به کار می‌رود. در نمایشنامه‌های شکسپیر، یا در رمان‌های تاریخی، این عنوان بیانگر احترام، سلطه یا حتی گاه طغیان و ظلم است. تصویر «لرد» در ادبیات می‌تواند مثبت یا منفی باشد؛ بسته به آن‌که او تجسم عدالت و خرد باشد یا نماینده‌ی استبداد و استثمار.

      گذشته‌ی ساده lord چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده lord در زبان انگلیسی lorded است.

      شکل سوم lord چی میشه؟

      شکل سوم lord در زبان انگلیسی lorded است.

      شکل جمع lord چی میشه؟

      شکل جمع lord در زبان انگلیسی lords است.

      وجه وصفی حال lord چی میشه؟

      وجه وصفی حال lord در زبان انگلیسی lording است.

      سوم‌شخص مفرد lord چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد lord در زبان انگلیسی lords است.

      ارجاع به لغت lord

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lord» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/lord

      لغات نزدیک lord

      • - loral
      • - loran
      • - lord
      • - lord (high) chancellor
      • - lord chancellor
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.