Originality

əˌrɪdʒəˈnæləti əˌrɪdʒəˈnæləti
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    اصالت
    • - the originality of her scientific ideas
    • - اصالت اندیشه‌های علمی او
    • - The novel lacked originality.
    • - این رمان اصالت نداشت.
  • noun uncountable
    نوآوری
    • - The company's success was due in large part to the originality of their product, which filled a gap in the market.
    • - موفقیت شرکت تا حد زیادی به خاطر نوآوری محصولشان بود که خلأ بازار را پر می‌کرد.
    • - His poems are devoid of originality.
    • - اشعار او عاری از نوآوری است.
  • noun uncountable
    خلاقیت
    • - Her artwork captivated the audience with its unparalleled originality.
    • - آثار هنری او با خلاقیت بی‌نظیر خود مخاطب را مجذوب خود کرد.
    • - Her originality in designing the new product set her apart from other designers.
    • - خلاقیت او در طراحی محصول جدید او را از دیگر طراحان متمایز کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد originality

  1. noun creativeness
    Synonyms: boldness, brilliance, cleverness, creative spirit, creativity, daring, freshness, imagination, imaginativeness, individuality, ingeniousness, ingenuity, innovation, innovativeness, invention, inventiveness, modernity, new idea, newness, nonconformity, novelty, resourcefulness, spirit, unconventionality, unorthodoxy
    Antonyms: orthodoxy

لغات هم‌خانواده originality

ارجاع به لغت originality

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «originality» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/originality

لغات نزدیک originality

پیشنهاد بهبود معانی