با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Daring

ˈderɪŋ ˈdeərɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    dared
  • شکل سوم:

    dared
  • سوم شخص مفرد:

    dares
  • صفت تفضیلی:

    more daring
  • صفت عالی:

    most daring
  • noun adjective
    یارایی، جسور، مته‌ور، جرات، شهامت، پردلی
    • - daring young men
    • - جوانان بی‌باک
    • - She said some daring things and her mother cried.
    • - حرف‌های گستاخانه‌ی او باعث گریه‌ی مادرش شد.
    • - a daring attack
    • - حمله‌ی تهورآمیز
    • - We admired the soldiers' daring.
    • - ما تهور سربازان را مورد تحسین قرار دادیم.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد daring

  1. adjective adventurous
    Synonyms: adventuresome, audacious, bold, brassy, brave, cheeky, cocky, courageous, crusty, fearless, fire eating, foolhardy, forward, game, go for broke, gritty, gutsy, gutty, hot shot, impudent, impulsive, intrepid, nervy, obtrusive, out on a limb, plucky, rash, reckless, salty, smart, smart-alecky, spunky, temerarious, valiant, venturesome
    Antonyms: afraid, bashful, chicken, cowardly, fearful, meek, shy, timid, unadventurous, unwilling

لغات هم‌خانواده daring

ارجاع به لغت daring

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «daring» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/daring

لغات نزدیک daring

پیشنهاد و بهبود معانی