آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Paragliding

ˈperəˌɡlaɪdɪŋ ˈpærəˌɡlaɪdɪŋ

معنی paragliding | جمله با paragliding

noun uncountable

ورزش پاراگلایدینگ (ورزشی که در آن فرد با استفاده از نوعی چتر نجات ویژه و سبک بر فراز بلندی‌ها پرواز می‌کند)

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

Before paragliding, it’s very important to check the weather conditions.

قبل‌از پاراگلایدینگ، بررسی شرایط آب‌وهوایی بسیار مهم است.

Paragliding requires training and proper safety equipment.

پاراگلایدینگ نیازمند آموزش و تجهیزات ایمنی مناسب است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد paragliding

  1. noun the sport or activity of flying through the air using a lightweight, free-flying, foot-launched glider aircraft called a paraglider
    Synonyms:
    parasailing

ارجاع به لغت paragliding

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «paragliding» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/paragliding

لغات نزدیک paragliding

پیشنهاد بهبود معانی