آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

      Rash

      ræʃ ræʃ

      شکل جمع:

      rashes

      معنی rash | جمله با rash

      noun countable uncountable C2

      بثورات پوستی، التهاب پوستی، ضایعه‌ی پوستی، کهیر، جوش، دانه، جوش، اگزما

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      The boy's face was covered by rashes.

      صورت پسر پر از جوش بود.

      The doctor prescribed a cream to help soothe her rash.

      دکتر یک کرم برای کمک به تسکین بثورات پوستی‌اش تجویز کرد.

      noun countable uncountable

      انبوه، موج، شیوع، سیل، وفور (از اتفاقات ناخوشایند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a rash of complaints

      سیلی از شکایات

      a rash of public protests

      موج اعتراضات همگانی

      adjective

      عجولانه، تند، بی‌پروا، بی‌احتیاط، شتاب‌زده، نسنجیده

      a rash act

      کار عجولانه

      a rash generalization on the basis of inadequate data

      حکم کلی و شتاب‌زده بر مبنای داده‌های ناکافی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      his rash statements

      گفته‌های نسنجیده‌ی او

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rash

      1. adjective careless, impulsive
        Synonyms:
        hasty thoughtless reckless imprudent incautious heedless impulsive unthinking foolhardy wild hotheaded indiscreet unwary daring venturesome adventurous precipitate brash unguarded audacious determined headstrong passionate injudicious overhasty headlong ill-considered devil-may-care venturous precipitant hasty ill-advised frenzied madcap jumping to conclusions premature insuppressible irrational immature furious bold fiery harebrained
        Antonyms:
        careful cautious thoughtful planned
      1. noun outbreak of disease or condition
        Synonyms:
        epidemic outbreak plague pandemic wave series succession flood spate eruption breakout hives

      لغات هم‌خانواده rash

      noun
      rashness
      adjective
      rash
      adverb
      rashly

      سوال‌های رایج rash

      شکل جمع rash چی میشه؟

      شکل جمع rash در زبان انگلیسی rashes است.

      ارجاع به لغت rash

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rash» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rash

      لغات نزدیک rash

      • - rascally
      • - rase
      • - rash
      • - rash profits
      • - rash promise
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.