آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Cautious

ˈkɑːʃəs ˈkɔːʃəs

صفت تفضیلی:

more cautious

صفت عالی:

most cautious

معنی cautious | جمله با cautious

adjective B2

هوشیار، محتاط، مواظب

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

Mehri is a cautious driver.

مهری راننده‌ی محتاطی است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cautious

  1. adjective careful, guarded
    Synonyms:
    careful wary alert watchful vigilant prudent discreet circumspect heedful guarded chary judicious shrewd safe considerate forethoughtful calculating leery on the lookout watching out heedful gingerly tentative thinking twice watching one’s step keeping on one’s toes all ears taking it slow taking it easy playing safe politic provident pussyfoot cagey walking on eggs with one’s eyes peeled hedging one’s bets playing it cool

سوال‌های رایج cautious

صفت تفضیلی cautious چی میشه؟

صفت تفضیلی cautious در زبان انگلیسی more cautious است.

صفت عالی cautious چی میشه؟

صفت عالی cautious در زبان انگلیسی most cautious است.

ارجاع به لغت cautious

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cautious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cautious

لغات نزدیک cautious

پیشنهاد بهبود معانی