آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ تیر ۱۴۰۴

      Congested

      kənˈdʒestɪd kənˈdʒestɪd

      معنی congested | جمله با congested

      adjective

      شلوغ، پرازدحام

      The old bazaar was congested with shoppers.

      بازار قدیمی پُر از جمعیت خریداران بود.

      The network is congested due to high demand.

      شبکه به‌دلیل تقاضای بالا دچار ازدحام شده است.

      adjective

      راهنمایی و رانندگی پرترافیک، شلوغ، راه‌بندان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The town center is often congested during holidays.

      مرکز شهر در تعطیلات اغلب پُر از ترافیک است.

      Congested roads can double your travel time.

      جاده‌های شلوغ می‌توانند زمان سفرتان را دو برابر کنند.

      adjective

      گرفته (بینی)

      When you’re congested, it’s best to rest and stay hydrated.

      وقتی بینی‌ات گرفته‌ست، بهتره استراحت کنی و مایعات بنوشی.

      Nasal sprays can help relieve a congested nose.

      اسپری‌های بینی می‌توانند گرفتگی بینی را برطرف کنند.

      adjective

      پزشکی گرفته، پر از خون، پر از مایع

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      In cases of liver disease, the organ may become congested with blood.

      در بیماری‌های کبدی، این اندام ممکن است از خون پر شود.

      Congested organs can be a sign of heart failure.

      اندام‌های دچار گرفتگی می‌توانند نشانه‌ای از نارسایی قلبی باشند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد congested

      1. verb become or cause to become obstructed
        Synonyms:
        blocked closed filled stopped choked clogged fouled corked
      1. adjective filled
        Synonyms:
        stuffed overcrowded
      1. adjective blocked, clogged
        Synonyms:
        clogged crowded packed plugged gridlocked engorged
        Antonyms:
        open free clear unblocked uncrowded unclogged uncongested

      سوال‌های رایج congested

      وجه وصفی حال congested چی میشه؟

      وجه وصفی حال congested در زبان انگلیسی congesting است.

      سوم‌شخص مفرد congested چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد congested در زبان انگلیسی congests است.

      ارجاع به لغت congested

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «congested» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/congested

      لغات نزدیک congested

      • - congeries
      • - congest
      • - congested
      • - congested road
      • - congestion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.