شکل جمع:
congestionsشلوغی، ازدحام، تراکم
Parking congestion around the stadium forced fans to walk several blocks.
شلوغی پارکینگ اطراف ورزشگاه باعث شد که هواداران چند بلوک را پیاده بروند.
The congestion on the subway platform was overwhelming.
ازدحام روی سکوی مترو طاقتفرسا بود.
ترافیک
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The city's congestion causes long delays during rush hour.
ترافیک شهری در ساعات شلوغی باعث تأخیرهای طولانی میشود.
Bridge repairs will reduce congestion once completed.
پساز اتمام تعمیر پل، ترافیک کاهش خواهد یافت.
پزشکی گرفتگی، احتقان
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
Cold weather often causes nasal congestion.
هوای سرد اغلب باعث گرفتگی بینی میشود.
The congestion in her chest makes it hard to breathe.
احتقان سینهاش نفس کشیدن را سخت کرده است.
I have congestion in my nose.
من گرفتگی بینی دارم.
The doctor said the congestion is due to allergies.
پزشک گفت این گرفتگی بهخاطر آلرژی است.
He felt pressure from sinus congestion.
او از فشار ناشی از گرفتگی سینوسها رنج میبرد.
کاهش تراکم ترافیک، روان کردن ترافیک
عوارض ترافیک / هزینه ورود به محدوده طرح ترافیک
شکل جمع congestion در زبان انگلیسی congestions است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «congestion» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/congestion