آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۳

      Opening

      ˈoʊpnɪŋ ˈəʊpnɪŋ ˈəʊpnɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      opened

      شکل سوم:

      opened

      سوم‌شخص مفرد:

      opens

      شکل جمع:

      openings

      معنی opening | جمله با opening

      noun C2

      دهانه، چشمه، جای خالی، سوراخ، سرآغاز، افتتاح، گشایش

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      the slow opening of the door

      باز شدن در به آهستگی

      the opening of overseas markets

      گشایش بازارهای خارجی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the opening of the Parliament by Queen Elizabeth

      افتتاح پارلمان توسط ملکه الیزابت

      the opening of two new stores

      گشایش دو فروشگاه جدید

      I crawled through the opening and went to other side of the wall.

      با خزیدن از سوراخ رد شدم و به طرف دیگر دیوار رسیدم.

      ... if you close the door, she will stick her head out of any opening

      ... در ار بندی سر از روزن درآرد

      the opening of his speech

      سرآغاز سخنرانی او

      The lawyer's opening arguments.

      استدلال‌های آغازین (اولیه‌ی) وکیل دادگستری.

      She was waiting for an opening to tell her story.

      دنبال فرصت می‌گشت که داستان خود را بگوید.

      In our office there are no (job) openings.

      در اداره‌ی ما امکان شغل جدید وجود ندارد.

      There are always openings for qualified engineers.

      برای مهندسان واجد شرایط همیشه جای خالی وجود دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد opening

      1. noun gap, hole
        Synonyms:
        hole space cut break mouth aperture slit vent outlet door crack fissure split rupture perforation cavity breach rent rift crevice chink interstice slot recess cranny tear hatch scuttle spout discontinuity orifice
        Antonyms:
        closure closing solid
      1. noun chance
        Synonyms:
        opportunity possibility occasion time go shot run scope availability place vacancy show fling cut big break connection look-in in the running whack go-at iron in the fire squeak
        Antonyms:
        misfortune
      1. noun beginning
        Synonyms:
        start onset inception commencement launch initiation birth dawn opener kickoff launching outset inauguration coming out curtain-raiser
        Antonyms:
        ending conclusion finish closing

      Collocations

      opening ceremony

      مراسم افتتاحیه

      سوال‌های رایج opening

      گذشته‌ی ساده opening چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده opening در زبان انگلیسی opened است.

      شکل سوم opening چی میشه؟

      شکل سوم opening در زبان انگلیسی opened است.

      شکل جمع opening چی میشه؟

      شکل جمع opening در زبان انگلیسی openings است.

      سوم‌شخص مفرد opening چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد opening در زبان انگلیسی opens است.

      ارجاع به لغت opening

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «opening» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/opening

      لغات نزدیک opening

      • - openhanded
      • - openhearted
      • - opening
      • - opening ceremony
      • - opening chapters
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.