آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ دی ۱۴۰۴

    Hatch

    hætʃ hætʃ

    گذشته‌ی ساده:

    hatched

    شکل سوم:

    hatched

    سوم‌شخص مفرد:

    hatches

    وجه وصفی حال:

    hatching

    شکل جمع:

    hatches

    معنی hatch | جمله با hatch

    verb - intransitive verb - transitive

    بیرون آمدن از تخم، شکستن تخم

    A baby bird hatched from the egg and chirped for food.

    بچه‌پرنده از تخم بیرون آمد و برای غذا جیک‌جیک کرد.

    I watched the chickens hatch.

    من از تخم بیرون آمدن جوجه‌ها را تماشا کردم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The hen hatched today.

    مرغ امروز جوجه آورد.

    These birds hatch once a year.

    این پرندگان سالی یک‌بار کرچ می‌شوند.

    newly hatched tadpoles

    بچه قورباغه‌های نوزاد

    An incubator can hatch hundreds of chickens.

    ماشین جوجه‌کشی می‌تواند صدها جوجه به عمل آورد.

    This time the hatch were all white.

    این‌بار جوجه‌های هم‌زاد همه سفید بودند.

    verb - transitive

    نقشه کشیدن، طرح ریختن، دسیسه چیدن، توطئه کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    She hatched a clever plan to get the promotion.

    او، نقشه‌ی زیرکانه‌ای برای گرفتن ارتقا شغلی کشید.

    The rebels hatched a plot against the government.

    شورشیان، دسیسه‌ای علیه دولت چیدند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to hatch a conspiracy

    توطئه‌ای را طرح‌ریزی کردن

    noun countable

    دریچه، درپوش، دهانه، درگاه

    همچنین می‌توان از hatchway استفاده کرد.

    He lifted the hatch that covered the well.

    او دریچه‌ای که روی چاه را پوشانده بود، بلند کرد.

    A crane lifts the cargo out of the ship's hatch.

    جرثقیل محموله را از دهانه‌ی بطن کشتی بیرون می‌آورد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The suitcases are taken into the plane through a special hatch.

    چمدان‌ها را از طریق مدخل ویژه‌ای در هواپیما می‌گذارند.

    A small hatch through which food is sent from the kitchen to the dining room

    دریچه‌ی کوچکی که از آن خوراک را از آشپزخانه به اتاق نهارخوری می‌فرستند

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hatch

    1. verb create, plan
      Synonyms:
      make produce generate design plan devise formulate invent originate conceive contrive induce cause prepare project think up come up with dream up whip up cook up plot scheme occasion provoke engender breed spawn bear procreate give birth parent sire lay eggs brainstorm get up set work up concoct bring forth brood incubate trump up throw together spitball make up
    1. verb to bring forth
      Synonyms:
      bear concoct contrive devise dream up lay eggs fabricate formulate invent make up give-birth think up cook up

    Collocations

    hatch eggs

    (جوجه و لیسه و غیره) از تخم درآمدن

    Idioms

    down the hatch!

    (عامیانه - هنگام مشروب‌خوری) تاته!، بده بالا!

    don't count your chickens before they hatch

    جوجه(ها) را آخر پاییز می‌شمارند

    سوال‌های رایج hatch

    گذشته‌ی ساده hatch چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده hatch در زبان انگلیسی hatched است.

    شکل سوم hatch چی میشه؟

    شکل سوم hatch در زبان انگلیسی hatched است.

    شکل جمع hatch چی میشه؟

    شکل جمع hatch در زبان انگلیسی hatches است.

    وجه وصفی حال hatch چی میشه؟

    وجه وصفی حال hatch در زبان انگلیسی hatching است.

    سوم‌شخص مفرد hatch چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد hatch در زبان انگلیسی hatches است.

    ارجاع به لغت hatch

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «hatch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hatch

    لغات نزدیک hatch

    • - hatband
    • - hatbox
    • - hatch
    • - hatch eggs
    • - hatch way
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.