آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ دی ۱۴۰۲

      Breed

      briːd briːd

      گذشته‌ی ساده:

      bred

      شکل سوم:

      bred

      سوم‌شخص مفرد:

      breeds

      وجه وصفی حال:

      breeding

      شکل جمع:

      breeds

      معنی breed | جمله با breed

      verb - intransitive verb - transitive B2

      پروردن، بار آوردن، زاییدن، به‌دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، موجب شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      Rabbits breed fast.

      خرگوش به سرعت زاد و ولد می‌کند.

      Some animals do not breed in captivity.

      برخی جانوران در اسارت زاد و ولد نمی‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      breeding season

      فصل تولید مثل، دوران فحل‌شدگی، دوران جفت‌گیری و زاد و ولد

      Ignorance breeds prejudice.

      جهل موجب پیش‌داوری می‌گردد.

      Rumors breed fear and disgust.

      شایعات موجب بروز ترس و نفرت می‌شود.

      Kindness breeds kindness; enmity (breeds) enmity.

      محبت محبت می‌آورد و دشمنی دشمنی.

      to breed horses

      اسب پرورش دادن

      They are breeding a new kind of honey bee.

      آن‌ها دارند نوع جدیدی زنبور عسل به وجود می‌آورند.

      He was bred to be a gentleman.

      جوانمردی را به او آموخته بودند.

      born and bred in Iran

      زاده و پرورده‌ی ایران

      noun countable

      نوع، گونه، نژاد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a new breed of milk cow

      گونه‌ای جدید از گاو شیرده

      men of the same breed

      مردانی همگون

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Controlled inflation is a different breed of cat from runaway inflation.

      تورم اقتصادی مهارشده با تورم لجام گسیخته خیلی فرق دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد breed

      1. noun kind, class
        Synonyms:
        type kind sort class nature variety brand family species character line race stock stamp number likes lot ilk strain pedigree lineage extraction progeny genus stripe feather
      1. verb generate, bring into being
        Synonyms:
        produce create make generate cause bring about give rise to reproduce originate deliver bring forth engender propagate induce bear give birth beget procreate multiply hatch impregnate progenerate
        Antonyms:
        not produce
      1. verb raise, nurture
        Synonyms:
        rear foster cultivate develop nourish educate instruct discipline bring up

      Idioms

      breed of cat

      نوع، قسم، گونه

      سوال‌های رایج breed

      گذشته‌ی ساده breed چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده breed در زبان انگلیسی bred است.

      شکل سوم breed چی میشه؟

      شکل سوم breed در زبان انگلیسی bred است.

      شکل جمع breed چی میشه؟

      شکل جمع breed در زبان انگلیسی breeds است.

      وجه وصفی حال breed چی میشه؟

      وجه وصفی حال breed در زبان انگلیسی breeding است.

      سوم‌شخص مفرد breed چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد breed در زبان انگلیسی breeds است.

      ارجاع به لغت breed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «breed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/breed

      لغات نزدیک breed

      • - breechless
      • - breechloader
      • - breed
      • - breed crime
      • - breed of cat
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.