آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Type

    taɪp taɪp

    گذشته‌ی ساده:

    typed

    شکل سوم:

    typed

    سوم‌شخص مفرد:

    types

    وجه وصفی حال:

    typing

    شکل جمع:

    types

    معنی type | جمله با type

    noun countable A2

    گونه، نوع، سنخ، قسم

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    several types of lettuce

    چندین گونه کاهو

    There are various types of disease.

    انواع مختلف بیماری وجود دارد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    this type of person

    این جور آدم

    rates of interest for these types of loans

    نرخ‌های بهره برای این‌ گونه وام‌ها

    She is a very determined type of person.

    او آدم بسیار مصممی است.

    noun countable

    حروف چاپ، ماشین تحریر

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    noun uncountable

    تحریر با دستگاه، حروف‌چینی

    verb - transitive verb - intransitive

    با ماشین تحریر نوشتن، حروف‌چینی کردن

    verb - transitive

    طبقه‌بندی کردن

    His enemies typed him as a communist.

    دشمنانش نام کمونیست را به او بستند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد type

    1. noun class, kind
      Synonyms:
      category kind sort group form nature character variety description order genre species breed strain ilk way number lot mold cut classification persuasion sample specimen standard brand stamp feather likes cast rubric blazon subdivision
    1. noun example, model
      Synonyms:
      sample model pattern representative standard prototype original exemplar archetype personification epitome specimen essence quintessence
    1. noun printed characters
      Synonyms:
      sign symbol figure print face emblem case font printing point size
    1. verb classify
      Synonyms:
      sort categorize class arrange tab pigeonhole typecast stereotype standardize peg put away put down as button down
    1. verb hit keys on machine to print document
      Synonyms:
      write copy transcribe enter data touch touch-type dash off typewrite hunt-and-peck teletype

    لغات هم‌خانواده type

    noun
    type, typology
    adjective
    typical, typological
    verb - transitive
    typify
    adverb
    typically

    سوال‌های رایج type

    گذشته‌ی ساده type چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده type در زبان انگلیسی typed است.

    شکل سوم type چی میشه؟

    شکل سوم type در زبان انگلیسی typed است.

    شکل جمع type چی میشه؟

    شکل جمع type در زبان انگلیسی types است.

    وجه وصفی حال type چی میشه؟

    وجه وصفی حال type در زبان انگلیسی typing است.

    سوم‌شخص مفرد type چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد type در زبان انگلیسی types است.

    ارجاع به لغت type

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «type» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/type

    لغات نزدیک type

    • - typable
    • - typal
    • - type
    • - type a
    • - type font
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.