نوشتن، تألیف کردن، نگاشتن، نگارش کردن، مکتوب کردن، کتابت کردن، تحریر کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی مقدماتی
Don't write your name; print it with a pen.
نام خود را با حروف کوچک ننویسید؛ با قلم و حروف بزرگ بنویسید.
You must write legibly!
باید خوانا بنویسی!
Do not write on other people's walls.
روی دیوار دیگران ننویس.
to write a letter
نامه نگاشتن
to write on (or with) a typewriter
با ماشین تحریر نوشتن
the books written by Avicenna
کتابهایی که توسط ابنسینا نوشته شده
نامه نوشتن، مکاتبه کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He wrote his mother once a week.
هفتهای یک بار به مادرش نامه مینوشت.
Write me before you come.
پیشاز آمدن برای من نامه بده.
They wrote that the soldier had died.
آنها نامه نوشتند که آن سرباز مرده است.
ثبت کردن، یادداشت کردن (اطلاعات)
همچنین میتوان از write out استفاده کرد.
Please write down your name and phone number.
لطفاً نام و شماره تلفنتان را یادداشت کنید.
Can you write the address on this form?
میتوانی آدرس را در این فرم ثبت کنی؟
I wrote down their names.
اسامی آنها را یادداشت کردم.
I wrote the meeting details in my notebook.
جزئیات جلسه را در دفترم یادداشت کردم.
They wrote their observations during the experiment.
آنها مشاهدات خود را در طول آزمایش ثبت کردند.
انشا کردن، خلق کردن
She writes poems about nature.
او دربارهی طبیعت شعر انشا میکند.
The author has written three books so far.
نویسنده تاکنون سه کتاب خلق کرده است.
نویسندگی کردن، تٲلیف کردن، تدوین کردن، تصنیف کردن
He writes for a living.
او برای امرارمعاش نویسندگی میکند.
to write music
موسیقی تصنیف کردن
کامپیوتر ثبت کردن، اطلاعات وارد کردن (در کامپیوتر)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
The clerk wrote the customer's details into the database.
کارمند مشخصات مشتری را در پایگاه داده ثبت کرد.
Write the transaction ID into the payment record.
شمارهی تراکنش را در پروندهی پرداخت ثبت کنید.
He wrote the survey responses directly into the app.
او پاسخهای نظرسنجی را مستقیماً در برنامه وارد کرد.
صادر کردن (بیمه)
The insurance company wrote a policy covering the damaged property.
شرکت بیمه برای دارایی آسیبدیده یک بیمهنامه صادر کرد.
Our agency can write homeowners insurance for new buyers.
آژانس ما میتواند برای خریداران جدید بیمهنامهی مسکونی صادر کند.
He wrote a liability policy for the contractor.
او برای پیمانکار یک بیمهنامهی مسئولیت صادر کرد.
تکنولوژی کامپیوتر کدنویسی کردن، برنامهنویسی کردن
We're writing a new module to handle user authentication.
ما یک ماژول جدید برای مدیریت احراز هویت کاربران کدنویسی میکنیم.
Can you write a function that returns the sum of two numbers?
میتوانی یک تابع کدنویسی کنی که مجموع دو عدد را برمیگرداند؟
پر کردن، تکمیل کردن
Write the missing words in the blanks.
کلمات جاافتاده را در جاهای خالی پر کنید.
Please write your answers on the answer sheet.
لطفاً پاسخهای خود را روی برگهی پاسخها تکمیل کند.
تنظیم کردن، پیشنویس کردن
Please write a draft of the proposal by Monday.
لطفاً پیشنویس پیشنهاد را تا دوشنبه تنظیم کن.
The committee wrote up the recommendations for the board.
کمیته توصیهها را برای هیئتمدیره پیشنویس کرد.
She will write the meeting agenda this afternoon.
او امروز بعدازظهر دستور جلسه را تنظیم خواهد کرد.
موسیقی آهنگسازی کردن
He wrote the theme song for the television series.
او تیتراژ سریال تلویزیونی را آهنگسازی کرد.
The composer wrote the score for the new ballet.
آهنگساز نتهای موسیقی بالهی جدید را آهنگسازی کرد.
مقدر شدن
Fate wrote that they should meet on that day.
سرنوشت مقدر شده بود که آنها باید در آن روز یکدیگر را ملاقات کنند.
The prophecy was written long before their birth.
پیشگویی مدتها پیشاز تولدشان مقدر شده بود.
نمایان بودن، آشکار بودن، واضح بودن
His disappointment was written all over his face.
ناامیدی او کاملاً روی صورتش نمایان بود.
It was written on his face that he didn't believe me.
روی صورتش آشکار بود که به من اعتقاد ندارد.
Relief was written all over her face when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، آرامش کاملاً در چهرهاش نمایان شد.
The reason was written in the pattern of mistakes.
دلیل در الگوی اشتباهات واضح و نمایان بود.
کتبی پاسخ دادن
1- یادداشت کردن، نت برداشتن، نوشتن
2- کتبی مورد انتقاد یا حمله قرار دادن 3- (برای کودکان و غیره) ساده نگاشتن
(از حساب بدهی و غیره) حذف کردن، لغو کردن، کم کردن، کاستن، کنار گذاشتن
تنزل ارزش کردن، حذف ارزش داشتن، مستهلک کردن
(وسیلهی نقلیه) داغون کردن، دربوداغون کردن، خراب کردن، از بین رفتن
از خیر چیزی گذشتن، قید چیزی یا کسی را زدن، دور چیزی را خط کشیدن
به تفصیل نوشتن
1- شرح چیزی را نوشتن، شرح دادن، مورد نگارش قرار دادن 2- (در نگارش) مورد تحسین قرار دادن، تعریف کردن از 3- (حسابداری)بیش از حد قیمت برای چیزی تعیین کردن، زیاد نمودار کردن
نوشتن مقاله
نوشتن موسیقی (آهنگسازی)
نوشتن تکلیف
نوشتن یک آهنگ
بخشیدن بدهی، صرف نظر کردن از بدهی
nothing (or not much) to write home about
غیرجالب توجه، پیشپا افتاده، آنچه که آش دهانسوزی نیست
گذشتهی ساده write در زبان انگلیسی wrote است.
شکل سوم write در زبان انگلیسی written است.
وجه وصفی حال write در زبان انگلیسی writing است.
سومشخص مفرد write در زبان انگلیسی writes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «write» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/write